بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٣٤ - استنتاج
خود سحر) آشنا شويم سپس بدانيم كه چهچيز دنيا انسان را سحر مىكند؟
از مجموع معانى كه براى سحر گفتهاند، مىتوان آن را چنين تعريف كرد:
حقيقت سحر اين است كه: كسى موضوع ناحق و بىواقعيتى را به صورت يك حقّ واقعى در برابر حواس و انظار مردم قرار دهد و اين كار مىتواند با روشهاى مختلف صورت پذيرد؛ از قبيل خدعه و نيرنگ و ايجاد تخيلات يا استفاده از وسايلى كه شكل اشخاص و موجودات را تغيير دهد و ....[١]
اين بود خلاصه آنچه كه ارباب لغت در معنا و مفهوم سحر بيان كردهاند. از تحقيق و تفحص انجام گرفته در آيات قرآن كريم، چنين به دست مىآيد كه نظر قرآن هم در مورد سحر، چيزى غير از نظر ارباب لغت نيست؛ يعنى قرآن هم سحر را پديدهاى بىاساس و حركتى غيرواقع مىداند. براى آشنايى مستدل به اين نكته، به دلايل قرآنى زير توجه فرماييد.
١- قرآن سحر را همچون اوهام و خيالات واهى مىداند:
قالَ بَلْ أَلْقُوا فَإِذا حِبالُهُمْ وَ عِصِيُّهُمْ يُخَيَّلُ إِلَيْهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أَنَّها تَسْعى[٢]
«- موسى به ساحران- گفت: شما (طنابها را) اوّل بيفكنيد. در اين هنگام طنابها و عصاهايشان به خاطر سحر آنها، چنان به نظر مىرسيد كه حركت مىكنند.»
٢- قرآن سحر را همچون چشمبندى، بىاساس مىداند:
... فَلَمَّا أَلْقَوْا سَحَرُوا أَعْيُنَ النَّاسِ ...[٣]
«و هنگامى كه- ساحران فرعون، وسايل خود را- افكندند، مردم را چشمبندى كردند.»
٣- قرآن سحر و اسباب آن را دروغين مىداند:
وَ أَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنْ أَلْقِ عَصاكَ فَإِذا هِيَ تَلْقَفُ ما يَأْفِكُونَ[٤]
[١] - مفردات، مجمع البحرين، الميزان، مجمع البيان.
[٢] - طه: ٦٦
[٣] - اعراف: ١١٦
[٤] - اعراف: ١١٧