ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢١٢ - كفن كردن ميت و ترتيبات آن
قرار ميدهد و بعد او را در سرتاسرى و جامه يمنى ميپوشاند،
و ابتدا نيمه چپ را به طرف راست ميكشد و بعد از آن جانب راست را به سمت چپ ميكشد (بر خلاف زندگان در لباس پوشيدن) و اگر بخواهد ميتواند حبره را بر او نپوشاند تا آنكه او را در گورش بگذارند و آنگاه مانند لحاف بر روى او كشد، و سنّت است كه عمامه بر سر ميّت پيچد و حنك برايش گذارد، و مانند عرب بيابانى او را عمامه نكند، دو سر عمامه را روى سينه او بياندازد، و پيش از آنكه پيراهنش را باو بپوشاند تكّهاى پنبه برميدارد و ذريره و سدر و كافور بر او پاشيده و آن را بدرون دبر ميّت داخل ميكند و مقدارى پنبه نيز بر قسمت پيش از (عورتش) مينهد، سپس پاهاى ميّت را تنگ بيكديگر ميچسباند و لنگى بر رانهاى او تا نشيمنگاه سخت محكم ميپيچد تا هيچ چيزى از آن بيرون نزند. هنگامى كه از مراسم كفن كردن ميّت فراغت يافت او را حنوط كند به آن نحو كه در مورد كافور ذكر كردم، بعد او را در تابوت نهاده بسوى قبرش ميبرند، و جايز نيست كه گفته شود با ميّت همراهى و مرافقت كنيد يا ترحّم كنيد بر او كه ديرتر به خاك سپرده شود، يا آنكه كسى از نزديكان بهنگام مصيبت بر ران خود زند كه اجر و پاداشش از بين ميرود. (در آن زمان ميت را ساعتى سر گور خود بر روى خاك مينهادند و ساعتى چند فرياد ميزدند. «ارفقوا به أو ترحموا عليه» و اين كار