ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٤٢ - *(باب) * *(چگونگى اذان و اقامه و ثواب كسى كه اذان بگويد) *
يعنى: شهادت ميدهم كه على ولى خداست و خداوند متعال او را ولى و امام ساخته است، و همچنين بعضى از ايشان به جاى اين عبارت روايت كردهاند كه دو بار بايد گفت: «اشهد انّ عليّا امير المؤمنين حقّا» يعنى شهادت ميدهم كه على بحقّ فرمانروا و پيشواى مؤمنان است. هر چند ترديد نيست در اينكه على ٧ ولىّ خدا است، و اينكه او امير و فرمانروا و پيشواى مؤمنان است. و اينكه محمّد و آل او صلوات اللَّه عليهم اجمعين بهترين خلايق خدايند، (در اينها شكى نيست) لكن هيچ يك از اينها در اصل اذان نيست و من آنها (روايات موضوعه) را بدان سبب ذكر كردهام كه به وسيله اين افزودنهاى ساختگى مفوّضه و آنان كه به تدليس خود را از شيعيان و جزء ما ميدانند شناخته شوند.
شرح: «مفوّضه گروهى گمراه هستند كه قائلند خداوند عزّ و جلّ محمّد ٦ را آفريد و بعد آفرينش و خلق دنيا را به او تفويض فرمود: پس او بنوبه خود خلايق را آفريد، و ميگويند: پارهاى از ايشان اعتقاد دارند كه خداوند متعال آفرينش موجودات را به امير المؤمنين ٧ بلكه ساير ائمّه عليهم السّلام تفويض فرموده، ايشان غير از آن كسانى هستند كه معتقد به تفويض اعمال بندگان به آنان هستند مانند معتزله و امثال ايشان. على اىّ حال حاصل كلام مؤلّف- رحمه اللَّه- اينست كه شهادت به ولايت ائمّه عليهم السّلام از اركان ايمان بلكه از اركان اسلام است، نه از فصلهاى اذان، لذا كلمه طيّبه «لا إله إلّا اللَّه» كه بالاترين و راستترين كلمات است اگر به اذان افزوده شود (مثلا در آخر اذان سه بار بگويند بعنوان جزئيّت) تشريع در اذان شده است زيرا اذان كلماتى است متلقّى از شارع كه بهمان صورت بايد ادا شود، نه بيش و نه كم».
٨٩٨- امام صادق ٧ در باره اذان گويان فرمود: ايشان امناء هستند يا اينان بايد افراد امين و عادل باشند (تا به اذان ايشان بتوان اعتماد كرد).