ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٢٥٣ - در بيان دلدارى دادن و دعوت بصبر و آرامش و بيتابى و زارى بهنگام مصيبت، و زيارت و ديدار از قبر مردگان، و نوحه كردن و به ماتم نشستن زنان
عرضكرد: اندوه و بيتابى من از اينست كه او جوان نورس و جاهل بود (يا بنا بر بعضى از نسخ همانند ثواب الاعمال صدوق و كافى كه به جاى لفظ «مراهق» كلمه «مرهق» نقل شده يعنى از اين غصّه دار هستم كه او مرتكب پارهاى از گناهان ميشد و ميترسم گرفتار عذاب اخروى شود) آن حضرت باو فرمود: او سه چيز در پيش دارد كه به آنها اميدوارى هست: يكى گواهى بر وحدانيّت ذات اقدس ربوبى، و ديگر رحمت واسعه خداوندى (كه اميدوارى بآن واجب و نااميدى از رحمت الهى از گناهان كبيره است) و ديگر شفاعت رسول خدا ٦، پس يكى از اينها يا هر يك از اينها اگر خدا بخواهد از او فوت نخواهد شد.
٥٠٩- ابو بصير از امام صادق ٧ روايت كرده كه آن حضرت فرمود:
شايسته است كه صاحب عزا ردا بر تن نكند (عرب را مرسوم بوده است كه همگى ردا ميپوشيدهاند و صاحب عزا با نپوشيدن ردا كه در ميان پارسى زبانان به بالاپوش معروف است از سايرين متمايز و بدين وسيله شناخته ميشده است) و تنها با پيراهن باشد تا شناخته شود، و همسايگان او را سزاوار و شايسته است كه تا سه روز خانواده مصيبت زده و صاحبان عزا و واردين برايشان را اطعام كنند.
٥١٠- و نيز امام صادق ٧ فرمود: بسيار بسيار دور است از رحمت الهى، كسى كه در مصيبت ديگران ردا بر دوش نكند.
٥١١- هنگامى كه امام على النّقى ٧ وفات يافت ديدند امام حسن عسكرى ٧ از خانه بيرون آمد با پيراهن چاك زده از پس پشت و پيش رو.