ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٢ - مقدمه مؤلف
[مقدمه مؤلف]
بنام خداوند بخشاينده مهربان
بار الها! براستى كه من تو را مىستايم، و سپاست ميگويم، و بتو دلگرم و اميدوارم، و بر تو توكّل ميكنم، و بدرگاه تو بگناه خويش اعتراف مىنمايم، و تو را گواه ميگيرم كه بحقيقت به يكتائيت اقرار دارم، و مبرّايت ميدارم از هر پيرايه كه سزاوار تو نيست. پيرايهاى كه بتو نسبت داده آن كس كه برايت نظير و همتا انگاشته، و از راهت منحرف گشته، و ايمان دارم كه تو در هر حكم كه فرمائى عادلى، و در آنچه اجرا نمائى درستكارى، و بهر چه كه اراده كنى بىشتاب و پر مهر و دقيقى، بندگانت را از روى نياز نيافريدى، و جز بكمتر از توانائيشان مأمور نساختى، و خود با عطاء وجودشان از سر رحمت آغاز كردى، و از سر حكمت مورد استحقاق لطفشان قرار دادى، پس عقل هر مكلّفى را كامل كردى و راه را بر او واضح و روشن ساختى، و هيچ كس را بدون اندام و اسباب بكارى كه بدون آن اسباب و اندام انجام نپذيرد نگماشتى، و بدان چه بدون خبر دهنده راستگو دانستن و فهمش ممكن نيست مكلّف ننمودى.
آنگاه فرستادگان خود را بشارت دهنده و ترساننده برانگيختى، و آنان را به گماشتن راهنمايانى محفوظ از خطا و نسيان امر فرمودى، تا بندگانت را براه تو با برهان و دليل روشن و نيز زبان خوش و اندرز بخوانند (ممكن است «حكمت» كنايه از قرآن باشد و