ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٥٢٩ - باب دعاء مستحب در صبح و شام
بزرگى و بزرگوارى، و قدرت و نيرو، و شكيبائى و نرمى و دانش، و جلال و جمال و كمال، و روشنى [و توانائى]، و تقديس (پاك دانستن) و بزرگ شمردن، و منزّه نمودن و بودن و تكبير (اللَّه اكبر گفتن) و تهليل (لا إله إلّا اللَّه گفتن). و تحميد (حمد خدا گفتن)، و نيز بخشندگى و گذشت، داد و دهش، سرافرازى، نيكى كردن، و خير و احسان و فراخى، و نيرو و سلطنت، و توانائى و عزّت و قدرت، و شكافتن و بستن، و شب و روز، و تاريكى و روشنى، و دنيا و آخرت و جملگى آفريدگان، و تمامى فرمان، و آنچه نام آن بردم و آنچه نام نبردم، و آنچه از آن دانستم و آنچه ندانستم، و آنچه تاكنون بوده و شده و آنچه پس از اين خواهد شد، همگى ملك و مخصوص خداونديست كه پروردگار عالميانست، جميع كمالات و سپاس و محامد مخصوص خداونديست كه شب را ببرد و روز را بياورد در حالى كه من در ميان نعمتهائى از او و عافيت و تندرستى و احساس بزرگ اويم، سپاس خداى را كه از آن اوست آنچه در شب و روز بىحركت و جنبشاند و اوست شنوا و دانا، و ستايش خداوندى را كه شب را در روز و روز را در شب داخل مىكند، و زنده را مرده و مرده را زنده بيرون مىآورد، و او داناست بآنچه در سينههاست، خداوندا بيارى و خواست تو صبح ميكنم و بيارى و خواست تو روز را بشب ميبرم، و بخواست تو زندهام و بخواست تو ميميرم و بسوى تو بازگشت خواهم كرد. پناه ميبرم بتو از آنكه كسى را