ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٤٦٧ - باب در بيان چگونگى خواندن نماز از آغاز آن تا پايان آن
متوجّه باشد.
و دل خود را بنمازت مشغول دار، كه از نمازت جز آن مقدار كه با حضور قلب بوده و با دل خود بدان پرداختهاى چيز ديگرى مقبول نيست، تا جايى كه گاه از نماز بندهاى فقط ربع آن يا ثلث آن و يا نصف آن پذيرفته مىشود (و باقى آن مورد قبول قرار نميگيرد) لكن خداوند عزّ و جلّ با نوافل نماز مؤمنان را بدرجه تمام ميرساند، و در حال نماز بايد چنان بايستى كه بنده ذليل و بيقدرى در برابر پادشاهى با فرّ و شكوه مىايستد، و بدان كه در حال نماز در برابر كسى ايستادهاى كه تو را مىبيند ولى تو او را نمىبينى.
و همچون كسى نماز كن كه در حال وداع است، گويا اين آخرين نماز تو است و پس از آن هرگز امكان خواندن نماز نخواهى يافت (مسلم است كسى كه آخرين نماز را مىخواند نهايت خضوع و خشوع و حضور قلب را بكار خواهد برد و هيچ دقيقه و نكتهاى را مغفول نخواهد گذاشت. از طرفى هيچ نمازگزارى بهنگام نماز نميداند نمازى را كه مىخواند آخرين نماز اوست يا پس از آن هم اجل مهلت خواندن نماز ديگرى به او خواهد داد، همين طور هيچ تضمينى وجود ندارد كه نمازگزارى بتواند بموجب آن يقين كند يا احتمال قطعى دهد كه نمازى كه مىخواند آخرين نمازش باشد و كاملا هم منطقى است) و هنگام نماز با محاسن و سر و دستانت بازى مكن و انگشتانت را مشكن (كارى كه بعنوان رفع خستگى انگشت مىكنند و از مفاصل آن صدائى شنيده مىشود) و يك پاى خود را جلوتر از پاى ديگر مگذار، و فاصله ميان دو