ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٨٩ - در مورد كسى كه وضو يا قسمتى از افعال وضو را ترك كند يا در آن شك كند
١٣٢- پيامبر ٦ فرمود: از امّت من نه چيز برداشته شده است: (مراد از برداشته شدن گاه وضع مؤاخذه و عقوبت و گاه وضع تكليف و گاه عدم تأثير است) و آنها عبارتند از: سهو، و خطا، و فراموشى، و آنچه بدان وادار شدهاند، و آنچه نميدانند و آنچه بيرون از توان ايشان است، و تفؤّل بد و حسد يا رشك بردن و انديشيدن وسوسه آميز در مورد مردم، مادام كه آدمى با لب سخن نگفته باشد، يا تفكّر وسوسه آميز در مورد خلقت كائنات تا زمانى كه سخنى بر لبها جارى نشده باشد. (چون اينها در اختيار انسان نيست ولى نبايد واكنشى نشان دهد چون بعمل آوردن در اختيار انسان است).
١٣٣- و از موسى بن جعفر عليهما السّلام سؤال شد: شخصى وضو گرفته است و موضعى از صورتش باقيمانده كه آب بدان نرسيده است، آن حضرت فرمود: كافى است كه از ترى اعضاى ديگر آن موضع را تر كند.
شارح گويد: «ظاهر اين خبر سقوط ترتيب است و ميتوان گفت در اين مورد مخصوص كه چنين پيشامدى براى شخص شده ترتيب ساقط است».
١٣٤- امام صادق ٧ فرمود: اگر مسح سرت را فراموش كردى، پس بر آن و بعد بر پاهاى خود از آب وضويت مسح كن، و اگر در دستت از رطوبت و ترى وضو چيزى باقى نمانده باشد ميتوانى از آنچه از ترى وضويت در موى صورت و ريشت باقى مانده استفاده كنى و با آن سر و پاهاى خود را مسح كنى. و اگر تو را محاسن و موى صورت نيست از ترى ابروان و مژههايت بگير و با آن سر و پاهاى خود را مسح نما و اگر از ترى