ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٢٧ - *(غسل حيض و نفاس) *
وقتش گذشت دارو به او منوشان. (در كتاب ديات مىآيد كه اين عمل جايز نيست و احكامى دارد).
و اگر مردى كنيز بالغهاى را خريد كه باردار نبود و كنيز نزدش بود و حائض نشد تا اينكه شش ماه از اين ماجرا همچنان گذشت اگر در سنّى باشد كه زنان همانند او حائض ميشوند يعنى بسبب سنّ زياد هم نباشد پس اين امر عيبى محسوب مىشود كه بواسطه آن ميتوان كنيز را بفروشندهاش باز گردانيد.
و بر زن حائض لازم نيست هنگامى كه پاك شد جامههايى را كه در زمان حائض بودن بتن داشته يا در آن عرق كرده بشويد مگر آنكه مقدارى از خون حيض بآنها رسيده باشد كه آن را از جامهاش مىشويد.
و اگر خون حيض به جامهاش رسيد و هر چه آن را شست اثرش از بين نرفت آن را با گل سرخ رنگ كند تا اثر خون حيض و رنگ گل سرخ با هم آميخته و از بين برود و ديگر اثر خون پيدا نباشد.
مترجم گويد: «بديهى است كه شستن جامه با گل سرخ فقط بمنظور مخلوط شدن رنگها و محو اثر ظاهرى رنگ خون است و گر نه آن اثر خون نجس نيست تا بدين وسيله زائل و پاك شود و در واقع رنگ اثر باقيمانده را از بين نميبرد بلكه آثار كراهت نفسانى و وسواس شخص را از بين ميبرد».
و اگر خون حيض از زن بكلى منقطع شود و آن زن سر خود را با حنّا خضاب كند