ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٢٨ - *(غسل حيض و نفاس) *
و حنّا به سرش ببندد حال حيض دوباره به او بر ميگردد.
مترجم گويد: «منظور از انقطاع حيض بيمارى است كه موجب توقّف كلّى حيض در زنان گردد كه اين بيمارى با استفاده از خواصّ حنّا بستن بسر بهبود يافته و حيض جريان طبيعى خود را از سر ميگيرد».
و آب ريختن زن حائض بر دست كسى كه وضو ميسازد و نيز دادن سجاده باو اشكالى ندارد. (غرض اينست كه با حائض در تمامى امور روزمره معاشرت ميتوان كرد ولى مباشرت نميتوان كرد).
و نزديكى با زنى كه در ايام حيض بسر ميبرد جايز نيست زيرا خداوند عزّ و جلّ از اين عمل نهى فرموده و ميفرمايد: وَ لا تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّى يَطْهُرْنَ يعنى با ايشان نزديكى و جماع نكنيد تا آنگاه كه پاكيزه شوند منظور از آن غسل از حيض است، پس اگر مردى بسيار مولع بجماع و بيتاب باشد و زن پاكيزه شده باشد و مرد بخواهد پيش از غسل با او نزديكى نمايد، باو دستور ميدهد كه فرج خود را بشويد و بعد از آن با او جماع كند.
و هر گاه مردى با زنى كه حائض است و در ابتداى حيض قرار دارد جماع كرد بايد يك دينار بعنوان تصدق بدهد و اگر زن در نيمه حيض است نصف دينار و اگر در پايان حيض است بايد يك چهارم دينار بعنوان تصدّق و كفّاره بپردازد.
٢٠٠- و روايت شده كه هر گاه كسى با زنى كه حائض است نزديكى كند بايد