ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ١٣ - مقدمه مؤلف
«موعظه حسنه» سنّت)، تا مردم را پس از فرستادن ايشان بر تو عذر و بهانهاى نباشد، و هر كس تباهشدنى است پس از اتمام حجّت هلاك شود، و هر كس شايسته زندگى ابدى است با دليل به حيات جاويد رسد، و از اين رو احسان و رحمت خويش را بر جهانيان بزرگ ساختى (يا احسان و نعمتت بر بندگان عظيم گشت)، و ثناى خويش بر ايشان واجب و لازم شمردى، پس سپاس تو را، بشمار آنچه كتابت ثبت كرده، و آنچه علمت بر آن احاطه يافته، و تو خود بسيار بالاتر و برترى از آنچه كجروان و ستمكاران در بارهات گويند.
(امام فرخنده بخت و دانشمند) شيخ ابو جعفر محمّد بن عليّ بن الحسين بن موسى بن بابويه قمّى گرد آورنده اين كتاب- كه خداوند روانش را شاد فرمايد- گويد:
هنگامى كه خواست و مشيّت بارى مرا بسوى بلاد غربت روانه ساخت، و دست تقدير و سرنوشت گذارم را بسرزمين بلخ قصبه ايلاق انداخت، سيّد متعهّد و پايبند دين ابو عبد اللَّه محمد بن حسن بن اسحاق بن [حسن بن] حسين بن اسحاق بن موسى بن جعفر بن محمّد بن عليّ بن حسين بن على بن ابى طالب عليهم السّلام كه معروفست به «نعمت» بآن قصبه وارد شد، و من بمجالست با وى بسيار خرسند و شادمان گشتم، و با همدمى و همصحبتى او قلبم روشن و سينهام گشوده شد، و بدوستى و محبّتش بسيار مفتخر و سرافراز گشتم، بجهت اخلاق ستودهاى كه بر شرافت و اصالت خانوادگى خود افزوده بود از حياء و شايستگى، آرامش دل، هيبت، ديندارى و تعهّد، پاكدامنى، پرهيزگارى و فروتنى.