ترجمه من لا يحضره الفقيه شيخ صدوق - غفاري، علي اکبر؛ غفاري، محمد جواد؛ بلاغي، صدر - الصفحة ٣٠ - (در بيان آبها و پاكى و پاك آفرينى، و پليد شدن آنها)
است و اشكالى ندارد. و همچنين است حكم نيمخورده باز و شاهين و عقاب در صورتى كه خون در منقارشان ديده نشود و اگر خون مشاهده شد نميتوان از آن آب وضو ساخت يا آشاميد.
و اگر شخصى از بينىاش خون جارى شود و بينى بيفشاند و قطرههاى كوچك خون بيرون جهد و با ظرف آبى كه در پيش دارد ملاقات كند ولى ذرّات خون در ظرف يا آب ديده نشود اشكالى نيست كه با آن آب وضو گيرند، و اگر از خون چيزى در آب به چشم آيد با آن وضو نمىتوان ساخت.
و هر گاه ماكيان و پرنده بر نجاست راه روند و سپس با پاى آلوده داخل آب شوند وضو گرفتن از آن آب جايز نيست مگر آنكه در حدّ كرّ باشد.
مترجم: «جمعى از فقها اين كلام را دليل بر متنجّس شدن آب قليل بملاقات نجس گرفتهاند، و آن صرف ادّعاست چون خبر، وقوع نجس در آب را ميرساند نه تنها ملاقات را».
و اگر در مشكى بزرگ كه در آن پر از آب بود، موشى يا موش صحرائى يا صعوه (پرندهاى است كوچكتر از گنجشك كه بآن دم جنبانك گويند) مرده بيفتد و در آب ورم كرده متلاشى شود، نوشيدن و وضو ساختن از آن آب جايز نيست، و چنانچه اجزاء آنها از هم نگسيخته و متلاشى نشده و جسد حيوان تازه بود در صورتى كه آن را در آورده و دور افكنند اشكالى ندارد از آن بياشامند و وضو بسازند، و همچنين است حكم سبو و خمره و مشك و امثال اينها كه بقدر كرّ گنجايش آب ندارند.