درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٧ - شرح
بوده هرگز قابل تخلف نخواهد بود و موردى براى صرف نيروى اختيار براى بشر نخواهد بود بر اين صورت طاعت و معصيت صدق نخواهد نمود.
بر اين تقدير پاسخ از شبهه آنست كه آنچه در عوالم سابق مقدر شده و بر حسب قضاء و تقدير كبريائى مقرر شده است هرگز منافى با اختيار بشر نخواهد بود و نيز منافى باحسن تكليف نبوده است زيرا مفاد قضاء حتمى بودن آنچه مورد حكم قرار گرفته آنست كه با همه تشخصات فعل و فاعل و از جمله نيروى اختيار فاعل بطور حتم تحقق پذير است.
خلاصه نيروى اختيار آن است كه بشر داراى قوه و نيروى فاعلى و صالح براى فعل و ترك بصورت اختيار خواهد بود و عبارت از قدرت و مبدئيت للعمل بطور اختيار خواهد بود و نيروى ادراك علمى مبنى بر نفع و ضرر ادراك شود و زيان در باره فعل مورد خواسته است بالاخره بشر ببداهت داراى دو قوه ارادى و ادراك ضرر و نفع خواهد بود كه تميز دهد هنگام عمل خير و صلاح خود را و نيروى ديگر قوه عملى و جوارحى و مبدئيت لايجاد العمل است كه هر چه را كه صالح بداند بصورت اختيار انجام دهد و بر تقدير حكم بضرر آن را ترك نمايد.
بالاخره مفاد نيروى اختيار آنست كه بشر داراى قوه فاعلى خواهد بود كه صالح براى فعل و ترك بر اساس نيروى اختيار يعنى داراى قوه اراده و قدرت و مبدئيت للعمل خواهد بود و نيروى ديگر قوه ارادى تحت قوه علمى و ادراكى در باره اجراء نفع و سود و يا زيان را تميز دهد و بر هر تقدير به مجرد حكم از آن قوهاى منبعث شود به صورت عمل خارجى با توجه باينكه عمل صالح و اداء وظيفه سيرت آن مجهول است از جمله هر لحظه امكان دارد مورد حبط قرار بگيرد و يا بغير استناد داشته باشد و يا سيرت آن نيروى حيات نداشته باشد و بيهوده باشد.
و مفاد اختيار آنست كه بشر داراى دو قوه فاعلى و نيز قوه ادراك و تميز خير و صلاح و شر و فساد باشد بطورى كه بر تقدير حكم اقدام بعمل جوارحى بنمايد.