درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦٨ - شرح
نتيجه اينكه با وحدت لفظ اسم و صفت در اثر اختلاف حقيقت و معنى اطلاق آن بر ساحت كبريائى بمعنائى و اطلاق آن نيز بر مخلوق و بر زمان به لحاظ عارضى و نسبى آن ضرر ندارد و سبب تشبيه خالق با مخلوق نخواهد شد زيرا صفت كمال و اطلاق آن بر ساحت كبريائى بمعناى حقيقى بسيط و عين مبدء است و تركيب در آن راه ندارد.
ساحت كبريائى از نقص و تركيب و كثرت منزه است و هر صفت كمال كه بر ساحت آفريدگار اطلاق شود بمعناى حقيقى بسيط و عين مبدء خواهد بود مثل عالم كه مراد علم حقيقى و ذاتى و بسيط كه عين مبدء و علم است و زايد بر ذات كبريائى نخواهد بود و همان علم بذات و بصفات كبريائى است كه به تبع باشياء و بموجودات امكانى احاطه دارد و بطور تبعى از علم ذاتى ازلى خواهد بود.
و همچنين هر صفت كه بر بشر و يا به مخلوق اطلاق شود صفت زايد و بطور تركيب از ذات و صفت عاريتى است مانند كلمه موجود كه اطلاق شود بطور وجود عاريتى و تركيب از ذات و صفت عارضى خواهد بود نتيجه اينكه اطلاق هر يك از صفات كمال كه بر ساحت كبريائى اطلاق شود.
و همچنين بر بشر و يا بر قدسيان گفته شود ضرر ندارد و تشبيه صفت خالق به مخلوق نخواهد بود از نظر اينكه صفت كمال واجب بطور اطلاق و بسيط و عين مبدء خواهد بود كه صفت ذاتى حقيقى ازلى است و صفت كمال كه بر مخلوق اطلاق شود بطور عاريتى و تركيب از ذات و مبدء بوده و قابل زوال خواهد بود بديهى است چه تفاوت و تباين زياده بر تصور ميان موجود حقيقى و بسيط كه عين مبدء و نور محض و ثابت و ازلى است با موجود عاريتى كه هر لحظه بايد از منبع فيض باو افاضه شود و نور عارضى بر او بتابد همچنين اطلاق صفت قديم بر ساحت كبريائى بطور اطلاق كه عين مبدء و قدم است و ذاتى و ازلى است كه هر موجودى