درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٨٥ - قوله عليه السلام وسع كل شىء علما
و رحيم بطور بسيط است و كلمه عالم مثلا عبارت از موجودى كه عين علم است نه كسى كه موجودى كه عالم و دانشمند است كه مركب از ذات و صفت باشد همچنانكه امير مؤمنان عليه السّلام باين نكته اشاره فرموده كه صفت زائد بر موصوف است و صفت عالم و قادر عين ذات كبريائى است و بايد آن را تجريد كرد.
مراد از كلمه صمد نيز ضد اجوف و بمعناى توپر و محكم است همچنانكه اجوف بمعناى عاريتى و تو خالى و ميان تهى است و بقرينه مقام مراد از صمد ضد اجوف نيز باشد مانعى ندارد زيرا مراد از اينكه اجوف نباشد يعنى در وجود ساحت كبريائى ماهيت نبوده و ميان تهى نباشد زيرا ماهيت حد وجود و معرف وجود است ساحت كبريائى از نقص و ماهيت و امكان منزه خواهد بود.
و به تناسب صفت الواحد كه وحدت حقيقى بسيط و قاهر بر موجودات است آنست كه معناى صمد نيز توجه و بمعناى رفع نياز محتاجان باشد همچنانكه مفاد جمله يصمد اليه كل شىء مىباشد باينكه موجودات بسوى كبريائى او توجه مىنمايند و هر لحظه از بهره وجود و فيض عاريتى از مقام كبريائى بهرهمند خواهند شد.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)