درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٤ - قوله(ع) قال سألته فقلت الله فوض الامر الى العباد قال الله اعز من ذلك
دسترس او نهاده در اعمال صالحه بكار بندد و چنانچه بر خلاف فطرت و خرد يعنى بر حسب هوس و تمايلات خود اقدام به گناهان و قبايح نمايد بغير منظور از نعمت و موهبت بوده است و فقط از نظر نظام آزمايش بوده كه حق تعالى بشر را معرض امتحان و آزمايش هر لحظه درآورده است كه هر چه را كه خود بخواهد انجام دهد و هنگام اقدام بشر به گناه نيز ساحت كبريائى اراده فرموده كه بشر بسوء اختيار خود گناه را انجام دهد.
و غرض نيز همين است كه كمون نهفته خود را آشكار نمايد و اين معناى غرض بالعرض است از نظر اينكه غرض از هر نعمت كه حق تعالى دسترس بشر مىگذارد بمنظور كسب فضيلت و قيام بسپاس آن نعمت است ولى در صورتى كه بشر در مقام كفران نعمت برآيد و در مورد گناه نعمت خود را صرف نمايد غرض ديگرى از آن منظور خواهد بود كه در مقام آزمايش درآمده و ذات و ذاتيات خود را آشكار نموده و سيرت خود را تيره نموده است.
از بيان گذشته استفاده شد كه فعل اختيارى صادر از بشر از نظر اينكه فعل است و حركت و بهرهاى از وجود دارد و از فاعل مختار صادر شده مستند باراده قاهره كبريائى خواهد بود يعنى فعل كه صادر از فاعل است قائم باراده قاهره ميباشد و رابطه طولى دارد مستند بمباشرت فاعل است و همين رابطه قوام آن باراده كبريائى خواهد بود يعنى يك فعل صادر شده بطور مباشرت روانى و جوارحى استناد بفاعل مختار دارد و از نظر طولى مستند به اراده قاهره خواهد بود.
اين است مفاد امر بين امرين كه نه جبر است باينكه اراده بشر تأثير ندارد و قدرتى صرف ننموده و بكار نبرده است و فقط فعل صادر مستند باراده قاهره خواهد بود و نه بر اساس تفويض است باينكه فعل صادر فقط مستند باراده قاهره فاعل باشد بطور استقلال و از جهتى استناد باراده كبريائى نداشته باشد از نظر اينكه حق تعالى بشر را در حركات و افعال خود قدرت بطور اطلاق داده كه هر چه بخواهد باراده خود انجام دهد.