درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٣ - قوله(ع) قال سألته فقلت الله فوض الامر الى العباد قال الله اعز من ذلك
ساحت كبريائى نيز از شرور و معاصى و اختلال نظام تنزيه شده است.
و روايات بسيارى در اين باره وارد است و به پارهاى از آنها اشاره شد كه امام عليه السّلام ميفرمود هر كه پندارد كه ساحت كبريائى بفحشاء امر فرموده افتراء بساحت او گفته است همچنين هر كه گمان برد كه هر امر خير و شر مستند بساحت قدس است و بشر مجبور است در حركات خود نسبت بمقام كبريائى افتراء گفته است.
خلاصه بطلان قول به جبر باينكه بافعال بشر چه از قبيل حسنات و امور خير باشد و يا از قبيل گناهان و قبايح باشد مستند بمقام كبريائى است بدون اينكه از جهتى به بشر استناد داشته باشد اين بر خلاف حقيقت و برهان بوده باطل خواهد بود.
همچنانكه امام على بن موسى الرضا عليه السّلام در طى روايت فرمود حق تعالى عادلتر از آنست كه مردم را مجبور فرمايد باعمال قبيح و سپس از آنان مؤاخذه فرموده و آنان را عقوبت فرمايد.
و نيز امام على بن موسى عليه السّلام در طى روايت ديگر فرمود
(قال اللَّه يا ابن آدم انا اولى بحسناتك منك و انت اولى بسيئاتك منى عملت المعاصى بقوتى التى جعلتها فيك)
. بيان آنست كه قوه و نيروى اراده و نيز قوه و نيروى جوارحى به بشر موهبت فرموده است بمنظور آنست كه در مقام اطاعت و انقياد بر آيد و قيام بشكر به شكرگزارى نمايد نه بمنظور آن بوده كه در گناهان و اعمال قبيح صرف نموده و ناسپاسى و كفران نعمت نمايد زيرا آنچه از مقام كبريائى صادر مىشود جز خير و امر وجودى نيست و براى صرف در امور خير و صلاح نيز ارزانى فرموده است و در باره كسب كمال و فضيلت قواى روانى و جوارحى خود را صرف نمايد مانند افعال خير و صلاح نه بمنظور آن بوده كه در معصيت و گناهان صرف نمايد.
بر اين اساس اعمال خير و صلاح بشر شايسته است كه استناد بساحت كبريائى داشته باشد زيرا موهبت بقضاء و حكم كبريائى بوده و بمنظور صرف در امور خير و كسب فضيلت و اين چنين تقدير فرموده است كه بشر باختيار خود نعمتها كه پروردگار