درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٥٢ - قوله(ع) قال سألته فقلت الله فوض الامر الى العباد قال الله اعز من ذلك
اين قول نيز باطل و مخالف عدل و حكمت و رحمت ساحت قدس ربوبى خواهد بود اين گروه در مورد توحيد فعل و آثار كبريائى تفريط نموده چنين پنداشتهاند كه بشر هيچ گونه قدرت و نيرواى از خود بكار نمىبرد در نتيجه همه فواحش و معاصى و جنايات باراده كبريائى و حكم قهر او بوده از نظر اينكه توحيد افعالى ساحت كبريائى را اين چنين پنداشتهاند كه چنانچه بشر در حركات و آثار وجودى خود قدرت و نيرو داشته باشد منافى با توحيد افعالى كبريائى خواهد بود (بالاخرة لا مؤثر في الوجود الا اللَّه).
و بمنظور قول بتوحيد افعالى ساحت كبريائى همه افعال و حركات بشرى از جمله جنايات و گناهان و فتنهها را بطور كلى هستند بقدرت و اراده قاهره كبريائى مىپندارند بگمان اينكه بدين طريق مىتوانند توحيد افعالى را براى مقام قهر كبريائى تأمين نمايند و اينكه در نظام وجود جز ساحت كبريائى مؤثرى نخواهد بود و هر جنبش و اثرى مستند بمقام كبريائى خواهد بود.
همچنانكه قول ضد جبر قول به قدر است كه از آن تفويض تعبير مىشود و قائلين بنام مفوضه چنين پندارند كه ساحت كبريائى بشر را در افعال و سير و سلوك خودشان آنان را واگذارده از اين نظر شرور و گناهان و ساير افعال بشرى خارج از حيطه مشيت و قدرت قاهره خواهد بود و چنين پنداشتهاند كه بدين وسيله ميتوانند ساحت كبريائى را تنزيه نمايند از شرور و گناهان و حوادث و فتنهها كه نظام جهان را مختل مينمايند ولى غافل از آنند كه اين قول مستلزم مفاسدى است از جمله در ملك طلق كبريائى و صحنه جهان پيوسته حوادثى رخ دهد و همه خارج از حيطه قدرت و اراده او باشد و آنچه را كراهت دارد و وسيله اختلال نظام جهان است رخ دهد و مقام كبريائى سلب قدرت از خود نموده و قدرت آن را نداشته كه از وقوع آن منع نمايد و بالفرض چنانچه قادر باشد ولى تصميم چنان است كه اقدام نفرمايد و جهان را بجهانيان و به بشر واگذارده باشد و چنين پنداشتهاند كه نظام جهان بر اين استوار خواهد بود و از