درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٥١ - قوله(ع) ثم قال و القضاء هو الابرام و اقامة العين
هيچ يك از صفات مقام كبريائى را قياس بصفت ناقص بشر نمود.
مثلا قضاء و حكم و داورى بشر در مورد افعال و خواستههاى جزئى خود عبارت از بناگذارى و حالت انفعال روانى است كه محتاج بمقدمات و اسباب ديگر بسيارى است ولى قضاء و فرمان مقام كبريائى حكم فعلى و عبارت از همان تحقق مراد و خواسته در خارج است بطورى كه صفت اراده و مشيت و قضاء ساحت كبريائى حقيقت و صفت واحد و بسيط است تعدد و كثرت و يا تغيير پذير نخواهد بود و تحقق خارجى مراد ظهور صفت اراده و قضاء و تقدير مقام كبريائى خواهد بود.
با همه خصوصيات بىشمار هر يك از موجودات همچنانكه در مقام تأثير و قاهريت هر يك از صفت اراده و مشيت و قضاء و تقدير مقام كبريائى فرمود (إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ) بيان آنست كه قول و كلمه و حكم و فرمان حق تعالى عبارت از تحقق مراد در خارج است باينكه بماده صورت تحقق و وجود افاضه فرمايد و نور هستى حقيقت و ماهيت را فرا بگيرد بالاخره همان تابش نور هستى و تحقق مراد خارجى عبارت از ظهور اراده قاهره و مشيت نافذه ازلى و قضاء حتم مقام كبريائى خواهد بود.
و امام (ع) به راوى تأكيد فرمود كه مراد از جمله و سخنان راوى كه
(لا يكون الا بما شاء اللَّه و اراد و قدر و قضى)
مشيت و اراده و تقدير و قضاء حقيقى و حتمى و بسيط كه زياده بر تصور بشر است و هرگز نبايد قياس نمود بصفت مشيت و يا اراده و قضاء و حكم بشر كه هر يك از اين صفات او انفعالى و عارضى و زائد بر ذات فاعل و بر اساس تجدد است و هر يك ناقص و محتاج بعلل و اسباب و امكانات بسيارى خواهد بود.
همچنانكه امام (ع) فرمود
(ليس هكذا)
يعنى آنچه فهميدهاى از صفات اراده و مشيت و تقدير و قضى و قياس بصفات بشر نمودهاى اين چنين نيست بلكه صفات حق تعالى سنخ ديگر و حقايق ديگرى است فقط شباهت از لحاظ اسم و نام دارد