درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٥٠ - قوله(ع) ثم قال و القضاء هو الابرام و اقامة العين
است حادثه و يا موجودى تحقق بيابد جز اينكه از هر لحاظ و همه جهات مشخص باشد بطورى كه از تمام موجودات و حوادث جهان مشخص و ممتاز و جدا باشد و هيچ جهت ابهام در هيچ يك از موجودات و حوادث نباشد و از جمله تشخص وجودى هر موجودى عبارت از حدوث و بقاء آن و مدت زمان و مكان و هنگام فناء و زوال آن موجود و حادثه است و هر يك از اين تشخصات از لوازم وجودى هر موجود و پديدهاى است كه بدون آنها امكان ناپذير است هرگز موجودى با لوازم وجود مبهم تحقق نپذيرد.
خلاصه مراد از صفت قدر و تقدير مقام كبريائى عبارت از علم تفصيلى بامور و موجودات زمانى و مكانى و حدود و شئون هر يك از آنها بطور جزئى است تشخص داشته و از ساير موجودات امتياز ذاتى و وجودى داشته باشد از قبيل مقدار و كميت و خصوصيات زمانى و مكانى و حدوث و فناء و مدت زمان هر يك از امور و حوادث كه تشخص داشته و از ساير امور و حوادث امتياز بيابد.
با توجه باينكه همچنانكه وجود و حدوث هر امر امكانى و حادثهاى از حوادث جهانى مورد تقدير قرار گرفته فناء و مدت و هنگام زوال آن نيز جزء و ركن تقدير است بالاخره از مشخصات هر موجودى حدوث و خصوصيات زمانى و مكانى و مدت بقاء و هنگام فناء و زوال آن خواهد بود.
قوله (ع): ثم قال و القضاء هو الابرام و اقامة العين:
امام در مقام تشريح مقام قضاء و حكم فرمود حقيقت صفات قضاء حق تعالى عبارت از علم تفصيلى بنظام امكانى و اشياء كلى و جزئى بطور علم و احاطه عقلى كلى و وحدانى كه مجرد از كثرت و تغيير و تحول و تشتت و پراكندگى است و اين قضاء غير از قضاء بمعناى سابق است كه تقدير و اندازهگيرى هر موجودى است.
و بالاخره ايجاد هر موجودى و اقامه اعيان خارجى هر يك از موجودات و حوادث است بالاخره صفت قضاء و تقدير ساحت كبريائى امتياز ذاتى و وجودى دارد و نبايد