درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤١٧ - و ذاك اننى لا أسأل عما افعل و هم يسئلون
مانده است و از نظر رابطه ذاتى و اتحادى كه با اعضاء خود داشته اين رابطه معنوى و غير قابل تزلزل و ناگسستنى خواهد بود از اين رو بر شئون ادراكى آن نيز بر اساس تبدل و تحول خواهد بود چه حيات بر اساس سرور باشد و يا حسرت روانى ١٠- در اثر رابطه ذاتى روح پليد بيگانه با بدن عنصرى خود شاهد آنست كه روح مجرد كه با حيات ادراكى و مثالى خود در برزخ دارد محكوم بتحول بوده و علاقه روانى او از جهان طبع و از آثار نكبت بارى كه در آن نهاده خواه ناخواه استفاده خواهد نمود و بهمين قياس اهل ايمان از آثار خيرى كه در جهان طبع از خود نهادهاند پيوسته بهرمند خواهند بود و سبب بشارت و سرور روانى آنان خواهد بود همچنانكه كريمه وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ ناظر باين حقيقت است.
و رواياتى از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام در باره آثار خير وجودى اهل ايمان رسيده است و همچنين سيئات و جنايات كه وسيله ضرر و زيان مسلمانان باشد بالاخره اهل ايمان از آثار خير خود بهرمند خواهند بود همچنانكه تبهكاران و اشقياء تبعات آثار نكبت بار خودشان گريبانگير آنان خواهند بود روان تيره و ظلمانى بيگانگان در نشئه برزخ سبب حسرت روانى و وحشت و سوز گداز درونى است بدون اينكه عقوبت آنان بصورت شعلههاى آتشين تحقق پذيرد زيرا در نشئه برزخ سيرت كفر و شرك بيگانگان هنوز محدوديتهائى دارد كه فقط سبب عقوبت روانى و حسرت و ادراك وحشت زياده بر تصور خواهد شد و آتش عقوبت اختصاص بعالم قيامت دارد همچنان كه نعمتهاى جاودان اختصاص بعالم قيامت باهل ايمان خواهد داشت و از آيه عقوبت مثالى و برزخى استفاده مىشود زيرا عالم برزخ عالم مثال و تمثل و ادراك حقايق است و متوسط و حد فاصل جهان طبع با نشئه آخرت و مجرد از ماديت است و روح در استقلال وجودى حايز هر آنچه در كمون خود بوديعت نهاده و از احاطه بكليات و حقايق از خير و شر و صالح و طالح از شئون حيات برزخى او بشمار مىآيد.