درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤١٠ - و ذاك اننى لا أسأل عما افعل و هم يسئلون
سرگرم و مشغول نمايد در نتيجه وجود مثالى و ادراكى او تيره و ظلمانى و محروميت از مقام انسانى خواهد بود.
و همچنانكه روح و روان بيگانگان آن چنان از خود و از مسير و از غرض خلقت خود غافل هستند و هرگز بخاطر آنان خطور ننموده و نخواهد نمود كه پس از زندگى طبيعى بشر بعوالم ديگر بايد انتقال بيابد و زندگى در آن عوالم بر اساس ادراك حقايق و حيات روحى و احاطه روانى و رابطه با آفريدگار خواهد بود.
بر اين اساس در جهان طبع نيز بيگانگان وجود مثالى و برزخى آنان كفر و شرك و خودخواهى و از هر فضيلت بىبهره خواهند بود ولى بيگانگان بر سيرت پليد خود توجه نمىنمايند و غافل از آنند و هنگام كه زمان فرصت آنان پايان پذيرد و در آستانه مرگ درآيند به سيرت پليد و وجود مثالى و برزخى خود آگاه خواهند گشت.
ولى ديگر قابل تبدل و تغيير نخواهد بود و بر انديشه باطل و كفر و رذايل خلقى و تيرهگى و پليدى روان خود آگاه خواهند گشت و بآتش حسرت و اندوه ذاتى محكوم خواهند بود.
بالاخره بيگانه از طريق توحيد و ايمان كسى است كه از توجه بمسير و حركت جوهرى خود غفلت ورزد و پايبند بحقايق و معرفت آفريدگار نباشد و وجود ادراكى او بر اساس خودخواهى باشد چنانچه بآستانه مرگ درآيد ظلمت و تيرهگى روان خود را آنگاه مشاهده خواهد نمود.
و پس از پايان عالم برزخ كه بار ديگر ارواح پليد بيگانگان باعضاء و جواهر عنصرى آنان تعلق خواهد يافت وجود مثالى و برزخى روان آنان بعالم قيامت انتقال خواهد يافت و هر چه را كه بطور مثال و تمثل سيرت تيره و ظلمانى روان و عقوبتهاى درونى خود را مشاهده مىنمودند بصورت حقيقت درآمده و از مرحله تمثل بمقام تحقق وارد خواهند شد و هر چه را از ظلمت و پليدى روح و روان خود