درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٥٢ - قوله(ع) قولى انه سميع يسمع بنفسه و بصير يبصر بنفسه انه شىء و النفس شىء آخر و لكن اردت عبارة عن نفسى اذ كنت مسئولا و افهاما لك اذ كنت سائلا
وجود بسيط است كه نور محض و قائم بذات است كه عوالم امكانى را فرا گرفته و ارائه ميدهد و وجود حقيقى و بحت و بسيط هرگز از حيات حقيقى و از قدرت و قهر بر ممكنات و نيز از احاطه و شهود بر موجودات انفكاكپذير نخواهد بود و خلف فرض است.
از اين رو ذات كبريائى عين حيات و قدرت و علم و عظمت و كبريائى خواهد بود و وصف زايد نخواهد بود در قبال موجود عاريتى و محدود بحدود ماهيات از نظر اينكه وجود قائم بغير و بطور عاريتى است آميخته به تيرهگى ذاتى است و وجود او شعاع از غير است از اين نظر فاقد همه گونه آثار وجودى است يعنى وجودى است عاريتى و از صفر شروع بحركت نموده و فاقد هر گونه كمال و اثر خواهد بود.
قوله (ع): قولى انه سميع يسمع بنفسه و بصير يبصر بنفسه انه شىء و النفس شىء آخر و لكن اردت عبارة عن نفسى اذ كنت مسئولا و افهاما لك اذ كنت سائلا:
بيان دفع توهم آنست كه تعبير بكلمه بنفسه شاهد مغايرت ميان شىء و نفس آن خواهد بود بقرينه با سببيه و يا مانند مغايرت موضوع با محمول و چنانچه گفته شود انه سميع بنفسه توهم خواهد شد باينكه شىء غير از سميع بنفس است و براى دفع توهم و اينكه تعبير به نفس براى تصريح بوحدت است كه بذات قدس كبريائى موصوف بصفت سميع است نه بصفت زائد و همچنين نه بعضو زائد و از نظر ضرورت تفهيم شنونده تعبير نمودم بنفسه و شاهد آنست كه براى تعقل حقيقت محتاج به تعبير سميع بنفسه نخواهد بود زيرا تعقل صفت بآنست كه حق تعالى سميع است و ذات كبريائى او مصداق معناى حقيقى سميع است.
و مفاد جمله يسمع بنفسه آنست كه بذات كبريائى خود احاطه بر مسموعات دارد و محتاج بوسيله نيست و همه صفات وجودى كبريائى موجود بوجود واحد بسيط من جميع جهات مىباشد و كثرت صفات كه لازم حتمى و لا ينفك وجود حقيقى و نور