درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٤٧ - قوله(ع) فتقول انه سميع
همه موجودات عاريتى وابسته بوجود قائم بذات مىباشد و قيوم همه و قاهر بر موجودات عاريتى خواهد بود.
از اين بيان استفاده شد كه وجود حقيقى قائم بذات عين حيات ابد خواهد بود و نيز عين قوام موجودات عاريتى خواهد بود و در اثر شدت و بساطت وجود واجب عين صفت حيات و قدرت و احاطه و قهر بر موجودات متكثره خواهد بود همچنين لازم ذاتى نور محض و قائم بذات آنست كه موجودات امكانى را نور بخشد و معرض فيض و تابش قرار دهد.
همچنانكه در تفسير الواحد القهار در بعضى روايات گذشته گفته شد كه وحدت حقيقى كبريائى وحدت بسيط حقيقى و قاهريت موجودات و كرات و متفرقات است وحدتى است كه روح و حقيقت و نور سارى و قوام همه موجودات عاريتى بوجود قاهر او خواهد بود بديهى است موجودات امكانى كه بطور عاريتى است و هر لحظه بطور تجدد امثال بايد ادامه بيابد قوام اين چنين موجودات متجدد و متحول آنست كه وابسته بموجود حقيقى قائم بذات باشد كه هر لحظه كسب فيض وجود بنمايند و معناى حيات ابد و قدرت ذاتى و علم و احاطه حقيقى و قاهر بر اشياء و بر موجودات همين است و قوام موجودات عاريتى هر لحظه بموجود حقيقى قائم بذات خود خواهد بود.
قوله (ع) فتقول انه سميع:
مبنى بر اعتراض سائل است كه لازم قول و گفتار باينكه حق تعالى سميع و شنوا است لا محاله بايد جسم باشد و از طريق گوش و نيروى شنوائى به شنيدنيها آگهى بيابد.
پاسخ آنست كه نيروى شنوائى و بينائى در بشر از نظر قصور وجود او است و هر يك از نيروها جدا و عضو مخصوص دارد و در ساحت كبريائى از نظر شدت و بساطت وجود لازم آن احاطه بر موجودات و بر شنيدنيها است و محتاج به عضو