درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٤٣ - قوله(ع) غير انه لا جسم و لا صورة و لا يحس و لا يجس و لا يدرك بالحواس الخمس
و ساير ذات و ذاتيات او جنس و فصل همه مجعول بجعل واحد خواهند بود.
و جمله
(هو شىء بخلاف الاشياء)
آنست كه مثل و مانند نخواهد داشت و هر چه از موجودات فرض شود مخالف با مقام كبريائى او خواهد بود و هرگز شركت و مماثلت ميان او و ساير موجودات در صفتى از صفات نخواهد بود و ساحت كبريائى وجود حقيقى است و ماهيت او حقيقت وجود است و ماهيت و حد وجودى ندارد و مماثلت مشاركت در تمام ماهيت است و مشابهت در صفت ذاتى است.
و مفاد جمله
(هو شىء بخلاف الاشياء)
مبنى بر تنزيه ساحت كبريائى است از اتصاف بصفتى كه زايد بر ذات او باشد و فقط در صورت اتصاف تماثل و مثل صورت ميگيرد از نظر اينكه وجود بحت و بسيط همه كمالات وجودى او عين ذات و ذات او نيز عين صفات وجودى است نظر باينكه غرض سائل زنديق شركت ساحت حق تعالى در صفات با موجودات است بدين نظر اعتراض نمود كه به حق تعالى نيز سميع و بصير گفته مىشود.
امام پاسخ فرمود كه اطلاق صفت سميع و بصير بر حق تعالى سبب اشتراك ذاتى او با بشر نخواهد بود زيرا ساحت كبريائى سميع بالذات است نه از طريق جارحه شنوائى و در صورتى كه بشر سميع است از طريق نيروى سامعه و قوه شنوائى و همچنين ساحت كبريائى سميع و بينا است نه از طريق نيروى بينائى هم چنان كه بشر از طريق عضو بينائى بديدنيها احاطه مىيابد و همه صفات كمال ذات كبريائى عين مبدء است و هر يك از صفات مانند علم و حيات و قدرت و قدم و كبريائى همه بطور بسيط بر ساحت كبريائى صادق و اطلاق مىشود.
مثلا ساحت كبريائى عالم وحى و قادر است همچنين علم و حيات و قدرت است و بطور بساطت بر او اطلاق مىشود و مركب از ذات موصوف و صفت نخواهد بود همچنانكه در مورد بشر عالم و قادر اطلاق مىشود بطريق تركيب از ذات و صفت خواهد بود از نظر اينكه صفات كمال ساحت كبريائى ذاتى و حقيقى است و زايد نبوده نه در خارج و نه در تعقل كثرت ندارد.