درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٩٥ - قوله(ع) كيف تجترئ ان تصف ربك بالتغير من حال الى حال و انه يجرى عليه ما يجرى على المخلوقين سبحانه و تعالى
خلاصه از مقوله معيت قيوميه است كه عموميت دارد و هر موجود زمانى و زمانيات قوام آنها به معيت كبريائى خواهد بود و بفرض كه حوادث زمانى مورد علم و احاطه و يا قدرت كبريائى قرار گيرد عروض و تغير در صفات و ذات كبريائى تحقق خواهد يافت.
و اين امر محال است كه در ساحت كبريائى تحقق يابد امر محال است كه ساحت كبريائى بطور حصول و انفعال بزمانيات و از نظر عروض از خارج علم و احاطه بيابد بلكه علم و احاطه او از شئون ذات كبريائى ازلى است كه احاطه دارد بر عالم طبع و بزمانيات آن نه بطورى كه معرض كثرت و تحول قرار بگيرد بلكه به علم بسيط اجمالى لا اجمال فوقه و عين ذات كبريائى است:
خلاصه صفات كبريائى از شئون ذاتى و موصوف بوجوب ذاتى و وجوب بجميع جهات و احديت و فردانيت كبريائى ثابت و ذاتى است از اين رو صدق صفات كبريائى بر اساس بسيط بوده و مركب از ذات و صفت نخواهد بود همچنانكه در بشر اين چنين خواهد بود.
صفت ذاتى ازليت از مقوله زمان نيست كه عبارت باشد از لا نهايت زمان وجود در جهت بدايت بلكه ازل فوق زمان و محيط آنست بلكه بنفس وجود و حقيقت ذات است كه عقل راه بتصور آن ندارد همچنين دوام بمعناى لا يتناهى زمان از جهت تناهى آن نيست بلكه مجهول الكنه براى عقل مىباشد.
با توجه باين كه زمان مانند مكان خارج از ذات موجودات مادى است بلكه از لوازم تشخص آنها است ولى صفت ازل از شئون ذات كبريائى است مانند ساير صفات مانند نور حقيقى قائم بذات است.
واجب الوجود بالذات واجب الوجود من جميع جهات علم و قدرت و خلق و ربوبيت و ساير صفات خواهد بود.
صفات فعل كبريائى بر حسب نظر دقيق واحد است و آن خلق و آفرينش است