درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٩٤ - قوله(ع) كيف تجترئ ان تصف ربك بالتغير من حال الى حال و انه يجرى عليه ما يجرى على المخلوقين سبحانه و تعالى
مسموعات و مبصرات و مخلوقات نظام طبع و شرط تضائف نيز موجود و حاصل است از نظر احاطه دهر و ازل بر مجموع نظام طبع.
اين شبهه در تمام صفات فعل كبريائى مانند خالق و رازق و غفور و رحيم از صفات اضافيه جارى است.
نسبت ساحت كبريائى بجميع زمانيات و متجددات و عالم طبع نسبت واحده است و غير متكبر و غير متجدد است يعنى احاطه بمتجددات و زمانيات سبب كثرت و عروض بر ساحت كبريائى نخواهد شد و منزه است از هر گونه تغير و حدوث امكان.
خلاصه علم و احاطه كبريائى بر متجددات و زمانيات و مجموع عالم طبع قبل از وجود و هنگام وقوع علم واحد بسيط و ثابت ازلى خواهد بود همچنين قدرت و ساير صفات و اضافات كبريائى بطور بسيط و ثابت و ازلى است.
ازليت از مقوله زمان نيست تا اينكه مفهوم آن عبارت باشد از لا نهايت زمان وجود از جهت ابديت آن زيرا كه ازليت فوق و محيط زمان است بلكه صفت ازليت و ابديت بنفس وجود كبريائى و حقيقت دائم و بسيط او است و عقول بشرى قاصر از فهم آنست و زمان و زمانيات در حيطه ازل هستند و سنخ ديگر از وجود است و چگونگى زمان و حركت آن قابل درك است ولى ازليت از شئون واحد بسيط است بدين جهت سنخ ديگر و قابل فهم و تعقل بشر نخواهد بود.
و همان طور كه هر يك از صفات كبريائى مانند علم و قدرت و احاطه موجودات امكانى دارند و صحنه عوالم امكان نمونه و مسطورهاى از صفات كبريائى است بهمين قياس مجموع زمان و زمانيات در حيطه صفت ازليت و قيوم آنست و قوام مجموع زمان و زمانيات وابسته بصفت ازليت كبريائى است.
از اين بيان استفاده شد كه معيت كه شرط و قوام تضايف آنست در مورد صفات اضافى كبريائى با موجودات امكانى و زمانى چگونه معيت وجودى خواهد داشت سنخ ديگر غير معيت تضائف دو امر زمانى با يك ديگر خواهد بود.