درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٨٠ - قوله(ع) فلما رأى ذلك من اسمائه القالون المكذبون و قد سمعونا يحدث عن الله انه لا شىء مثله و لا شىء من الخلق في حالة قالوا اذا زعمتم انه لا مثل له و لا شبه له كيف شاركتموه في اسمائه الحسنى
است و در باره بشر بطور حقيقت همچنانكه بعض از دانشمندان چنين پنداشتهاند.
از جمله اينكه وحدت ساحت كبريائى وحدت اعتبارى است و از لوازم نفى كثرت در صفات كه سبب تعدد ذات خواهد بود و در واحد بالاتصال بمنظور نفى كثرت وحدت را اصيل پنداشته و وحدت را در مقام قدس عدمى پنداشته و در امور واحد بالاتصال وجودى گمان نمودهاند و همچنين بعض از دانشمندان نيز گفتهاند كه اطلاق اسماء و صفات كبريائى بر اثر اتصاف بمبدأ و اتصاف حقيقى نخواهد بود فقط به لحاظ ترتب آثار و غايات و نظام خلقت و صدور حكمت است بدون اينكه اتصاف بمبدأ باشد.
بالاخره صدق صفات بر ساحت قدس فقط از نظر حصول آثار و غايتها در نظام خلقت است نه به لحاظ حصول ذاتى مبادى علم و قدرت و ساير صفات قدس در مقام كبريائى بديهى است صدق صفات كمال بدون مبادى صحيح نيست.
بلكه حقايق صفات كمال كه آثار و لوازم حتمى وجود حقيقى قائم بذات است چگونه ميتوان تصور نمود كه بر ساحت كبريائى بطور مجاز و عاريتى است و در باره بشر مثل اصيل است در صورتى كه صفات كمال لوازم حقيقت وجود بحت و بسيط است و لازم لا ينفك از آنست چگونه ميتوان تصور نمود كه صفات كمال وجودى در مورد وجود عاريتى و ظلى صفت ذاتى و بطور حقيقت صادق است ولى در مورد وجود حقيقى بحت بسيط لوازم كمال وجود عاريتى و بطور مجاز اطلاق خواهد شد اين اقوال بر اساس انحراف از طريقه شرع و برهان و بطلان آن از بديهيات اوليه است.
خلاصه اطلاق اسماء و صفات كمال وجودى مانند عالم و قادر و علم و قدرت نه از نظر علم و قدرت حادث از غير و از خارج است و نه از نظر علم حادث و زايد بر ذات كبريائى است زيرا چگونه تصور ميرود كه ساحت كبريائى از خارج علم باشياء داشته باشد بطور حصولى و حادث و انفعالى و يا ارتسامى و در تحقق علم محتاج بغير