درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٧٩ - قوله(ع) فلما رأى ذلك من اسمائه القالون المكذبون و قد سمعونا يحدث عن الله انه لا شىء مثله و لا شىء من الخلق في حالة قالوا اذا زعمتم انه لا مثل له و لا شبه له كيف شاركتموه في اسمائه الحسنى
و اتقان استوار است بالاخره صفت حكمت و اتقان و صلاح محصول نظام و حسن تدبير است نه از مبادى فعل و تدبير و اجراى امور است كه نقص لازم بيابد.
قوله (ع): فلما رأى ذلك من اسمائه القالون المكذبون و قد سمعونا يحدث عن اللَّه انه لا شىء مثله و لا شىء من الخلق في حالة قالوا اذا زعمتم انه لا مثل له و لا شبه له كيف شاركتموه في اسمائه الحسنى:
بيان منشأ و طريق مغالطهاى كه بر اساس خيال و انحراف اعتقادى از طريق توحيد است كه ساحت كبريائى تشبيه بخلق نموده و با اهل توحيد و پيشوايان طريق توحيد مخالفت مىنمايند و در مقام اعتراض بوده كه چگونه آيه لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ دلالت دارد بر اينكه ساحت كبريائى اجل و اعلى از آنست كه مثل و نظير داشته باشد در صورتى كه صفات كمالى كه بر بشر گفته مىشود همان صفات عينا در باره آفريدگار گفته مىشود.
پاسخ از اين قول بىپايه و تشبيه ساحت كبريائى خالق به مخلوق آنست كه الفاظ كه براى صفات كمال گفته شده بر حسب ظاهر و اشتقاق مشابه با صفاتى است كه براى بشر گفته مىشود و بر حسب معنا و حقيقت نهايت تباين و مغايرت را دارد همان طور كه شرح هر يك از اسماء و صفات در روايت ذكر شده و چند از اسماء و صفات كبريائى را تشريح نموده كه صدق هر يك از صفات و اسماء بساحت كبريائى از جهاتى مغايرت و اختلاف دارد يا آنچه بر بشر و يا بر قدسيان اطلاق مىشود.
از جمله اينكه صدق عنوان وصفى و مبدء آنها همه يكسان بر ساحت كبريائى صدق مىنمايد عالم و علم و قادر و هكذا قدرت وحى ابدى و حيات قائم بذات است بالاخره صفات و مبدء آنها يكسان بر ساحت قدس اطلاق مىشود شاهد آنست كه صفات كمال ذاتى و عين ذات كبريائى است و ذات قدس نيز عين مبدء خواهد بود با تفاوتهاى ديگر كه شرح آنها گذشت و پس از اثبات اختلاف معانى صفات نسبت به ساحت كبريائى با بشر غرض آن نيست كه صدق صفات كمال بر ساحت كبريائى بطور مجاز