درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦٠ - قوله(ع) فربنا تبارك و تعالى لا شبه له و لا ضد و لا ند و لا كيف و لا نهاية و لا تبصار بصر و محرم على القلوب ان تمثله و على الاوهام ان تحده و على الضمائر ان تكونه
در شأنى از شئون وجود عاريتى خود تماثل و شباهت بكمالى از كمالات كبريائى داشته باشد زيرا كمالات وجودى اثر قدرت وجوب وجود است و با ضعف وجود و عاريتى آن هرگز مثل و يا مساوى و مانند فياض وجود نخواهد بود بر اين اساس محال است مخلوق كه وجود آن عاريتى و ظلى است در شأنى از شئون مثل و يا شبيه بساحت خالق باشد مثلا فعل و اثر كبريائى خلق و آفرينش است كه از كتم عدم بوجود مىآورد در صورتى كه بشر خود مخلوق و از كتم عدم بوجود آمده است.
١٠- وجود حقيقى و ذاتى عين كمالات و صفات وجودى است و كمال زائد خلف فرض است همچنين وجود عاريتى عارى از كمال است بالذات واجد نبوده تا چه رسد با ساحت كبريائى معارضه نمايد و مثل و يا شبيه او باشد.
١١- نظر باينكه ساحت كبريائى خالق اشياء و موجودات است و صفات كمال ذاتى او و غير زائد بر ذات قدس او است از اين رو مخلوقى شباهت باو نخواهد داشت همچنين ساحت او شبيه مخلوقى نه در ذات و نه در صفات نخواهد بود بر اين اساس علم و قدرت ذاتى او مغاير با علم و قدرت عاريتى مخلوق خواهد بود بهمين قياس حكم و اراده و حيات و سمع و بصر وجود و خلق و افعال و آثار او نيز مغاير با مخلوق و موجود عاريتى خواهد بود.
و نيز صدق صفات بر مقام كبريائى بطور عنوان بسيط است نه مركب از ذات و صفت مثلا عالم و قادر وحى بر ذات كبريائى صادق باشد از نظر بساطت آنست همچنانكه علم و قدرت و حيات نيز بر ذات قدس صادق خواهد بود ولى در باره بشر عالم و قادر بمعناى تركيب از ذات است كه علم و قدرت زائد بر او خواهد بود.
(و الحمد للَّه زنة عرشه)