درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥٦ - قوله(ع) و كذلك سمينا ربنا قويا لا بقوة البطش المعروف من المخلوق و لو كانت قوته قوة البطش المعروف من المخلوق لوقع التشبه و لاحتمل الزيادة
تمام اعضاء و جوارح حيوانات بزرگ در هر يك از آنها نهاده شده شاهد آنست كه خالق آنها لطيف و بهمه رموز و مصالح احاطه دارد و آگاه است ولى ساحت كبريائى او منزه از عوارض و چگونگى است و كيفيات و چگونگى و عوارض دقيق مرموز متعلق به مخلوق و حيوانات و حشراتى است كه آفريده مقام كبريائى مىباشد.
و بعبارت ديگر لطيف صفت فعل كبريائى است كه در خلقت موجودات لطايفى مرموز بكار برده است ولى لطيف صفت ذات و وجود مخلوق نيز خواهد بود كه از لحاظ تناسب اعضاء و جوارح همه گونه لطايف بكار رفته است.
قوله (ع): و كذلك سمينا ربنا قويا لا بقوة البطش المعروف من المخلوق و لو كانت قوته قوة البطش المعروف من المخلوق لوقع التشبه و لاحتمل الزيادة:
بهمين قياس ساحت كبريائى خود را قوى و ذو البطش الشديد معرفى فرموده است و قوة همانا قدرت و نيروى مبدئيت للعمل و الاثر است ولى از جنس و نوع قوه و قدرت بشرى نيست كه ناشى از قوه و نيروى جسمانى و اعضاء و جوارح بشرى است كه محدود و با وسايل ميتوان قوه و قدرت را بكار برد و اثر ناچيزى بر آن مترتب شود بديهى است كه قوه و قدرت بشر محدود و متناهى و وابسته بامكانات خواهد بود و قابل زياده و نقيصه و زوال خواهد بود و موجود ناقص و قابل زياده و نقص وجود آن عاريتى و جسمانى خواهد بود.
ولى قدرت و مبدئيت ساحت كبريائى براى خلق نامتناهى وابسته بامكانات نخواهد بود و به مجرد علم بصلاح خواسته تحقق مىپذيرد بدون اينكه واسطهاى دخالت داشته باشد و اراده و صلاح و حكمت كه از مبادى افعال اختيارى بشر و اساس قدرت و فعليت بشر است نيز در اجراى قدرت كامله ساحت او بكار نرفته است.
با توجه باينكه خلق و پديد آوردن از كتم عدم كه افضل از فعل و اثر است اختصاص بساحت كبريائى دارد و قدرت حقيقى همين است.