درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥٤ - قوله(ع) و كذلك سميناه بصيرا لانه لا يخفى عليه ما يدرك بالابصار من لون او شخص او غير ذلك و لم نصفه ببصر لحظة العين
در نتيجه علم ساحت او وحدت و واحد حقيقى و بسيط و عين علم به ذات و از شئون آنست و اين وحدت عددى نيست تا اينكه كثرت عددى داشته باشد بلكه وحدت حقيقى علم به موجودات و آفريدههاى خود دارد همچنين كثرت و نامتناهى معلومات آنها از قبيل كثرت عددى نيست بلكه كثرت معنوى و سعه وجودى و بساطت آنست كه هيچ چيز از سعه علمى و بسيط او خارج نخواهد بود.
چه آنكه كثرت معلومات بر تقدير كثرت عددى لا محاله بطور حلول خواهد بود و ساحت كبريائى منزه از عروض و حلول است و اينكه محل صورتهاى علمى قرار بگيرد.
از نظر توحيد صفات و افعال بطور صحيح آنست كه معلومات و مخلوقات كبريائى بوجودات نورى آنها موجود واحد و بسيط است و اعلى و اوسع از وجودات عقلى و نفسانى و طبيعى و مادى و خيالى خواهد بود و هر موجود و معلومى بر حسب مقامات مختلف خواهد بود از نظر اينكه براى اشياء مواطن چندى است و هر يك از مواطن خصوصيات دارد كه ساير مواطن فاقد آن خصوصيات است.
مجموع موجودات در ساحت كبريائى چه به لحاظ علم به آنها مانند علم و احاطه قدرت بآنها و چه به لحاظ معلومات و كثرت نامتناهى آنها همه ظهورى از علم به ذات كبريائى است كه از آن بواحد ظلى حقيقى و بسيط پرتوى ميتوان تعبير نموده و همان طور كه علم بذات و صفات قدس واحد حقيقى است همچنين نظام موجودات بوجود واحد حقيقى ظلى و سعه علمى طبق نظام شريف ربوبى خواهد بود.
از بيان گذشته استفاده شد كه صفت بصير و سميع كه در روايت تفسير بنفى ضد شده از شئون علم و احاطه بموجودات است كه در ازل بصورتها العلمى و پس از نظام خلقت بوجوداتها العينى الخارجى در پيشگاه كبريائى حاضر بوده و خواهد بود و ساحت او منزه است از اينكه نسبت باحاطه بموجودات نيرواى بكار رود و يا علم بآنها حادث باشد.