درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٣ - قوله(ع) فقولك ان الله قدير خبرت انه لا يعجزه شىء فنفيت بالكلمة العجز و جعلت العجز سواه
قدرت امر وجودى ذاتى را تعبير بصفت سلبى فرموده كه قدير بمعناى آنست كه بطور اطلاق عجز بر او رخ نخواهد داد و منزه از نقص و عجز است و براى توضيح نيز فرمود در نتيجه صفت عجز و نقص را بوسيله كلمه قدير از ساحت ربوبى نفى نموده و تصريح نمود كه عجز صفت نقص و امكان است.
ساحت كبريائى منزه از نقص و عجز است و نظر باينكه فهم و احاطه هر يك از صفات كمال ربوبى قابل قياس بصفت امكانى بشر نيست مثلا قدرت معناى مبدئيت للعمل و الاثر داراى مراتب و درجات بىشمار است از جمله كيفيت نفسانى است و يا بطور حال و ملكه و محتاج بوسائل خارجى است.
بديهى است كه قدرت ذاتى مقام كبريائى بر حسب لفظ اشتراك دارد و بر حسب حقيقت قابل قياس بقدرت بشرى نيست و بوجه اعلى اشرف و افضل و بمعناى بسيط و مجرد از ذات و بسيط است مثلا قدرت مقام ربوبى از شئون ذات قدس كبريائى است هر چه را صلاح نظام باشد از ذات قدس كبريائى منبعث مىشود علم و احاطه شهودى كافى است براى اينكه بمنزله كن ايجاد باشد اين معناى حقيقى قدرت ذاتى براى سائل مجهول بوده امام عليه السّلام از اين مطلب دقيق تعبير فرموده قدير مفاد آن آنست كه صفت عجز و نقص از حريم كبريائى دور است بالاخره صفت علم را به صفت ضد و قدرت را برفع نقص و رفع عجز تفسير فرموده است.
در اثر آن صفات ثبوتى مقام كبريائى را بصفت سلبى تعبير فرموده است و ضد آن را بيان فرموده
(كذلك قولك عالم انما نفيت بالكلمة الجهل و جعلت الجهل سواه)
مثل اينكه مفاد عالم آنست كه جهل و نادانى از حريم كبريائى او دور است همچنين علم حادث از خارج كه توأم با جهل حقيقى است از حريم قدس بر كنار است.
در صورتى كه عالم ذاتى كه عين علم و احاطه و شهود است از شئون ذات كبريائى و عين ذات است و همه آثار امكانى و شئون آن مراتب علم حقيقى است بطورى كه چيزى از حيطه آن خارج نباشد و گر نه جهل حقيقى است مانند علم زائد بر ذات بشر