درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٠٧ - و كريمة الرحمن على العرش استوى
پديد آورده و نيروى غيبى و اراده قاهره و سر تا سر عوالم علوى و قدسى و سفلى و جهان طبع را فرا گرفته است و هر ذره و موجودى از آن را بسوى هدف مشخص سوق ميدهد و همچنين بر ساير عوالم و نشئات احاطه دارد و تدبير مىنمايد.
نتيجه آنست كه نيروى غيبى و قدرت قاهره كه نظام مرتبط و وابسته كه از مجردات و ارواح قدسيه و قدسيان تا بماديات و بعالم طبع و جهان پهناور صورت گرفته و مخلوقات بىنهايت آنها كه زياده بر تصور است همه را با نيروى غيبى و قدرت قاهره واحدى كه ظهورى از مقام كبريائى است و عين مقام ذات و علم و قدرت و اراده قاهره كبريائى است آفريده و تا ابد آن را تدبير خواهد فرمود.
قوله (ع): فليس شىء اقرب اليه من شىء:
مراد نفى اختلاف وضع مكانى اشياء از مقام كبريائى او است زيرا وضع مكانى از مقولاتى است كه اختصاص بماديات دارد و قرب معنوى و بعد باطنى و حقيقى اختصاص بمقام ربوبى دارد مانند قرب و تقرب اهل ايمان برحمت و فضل و بعد و محروميت اهل كفر از رحمت حريم كبريائى.
قوله (ع) و لم يبعد منه بعيد و لم يقرب منه قريب:
مراد نفى بعد و قرب و تحيز مكانى است كه اختصاص بماديات دارد و ساحت كبريائى وجود محض و نور بسيط و عين صفات و همه صفات كمال عين ذات كبريائى است و نيز منزه از نواقص ماديات و از نقص تحيز مكانى است.
و كريمة الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى:
در چند سوره قرآنى ذكر شده و در بعض آن حرف ثم ذكر شده (ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ) و حرف ثم براى تراخى و تدريج و تأخير است و بيان آنست كه موجودات صادر از مقام ربوبى دو قسم است يكى از آنها مبدعات يعنى موجودات مجرد و شريف كه امكان آنها كافى است براى فيض وجود و محتاج بقيود و امكانات نمىباشد و از نظر