درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٩٣ - قوله عليه السلام هو في كل مكان أ ليس اذا كان في السماء كيف تكون في الارض و اذا كان في الارض كيف يكون في السماء
و ابن ابى العوجاء چنين پنداشته كه معيّت و قرب اختصاص باجسام دارد كه در محل قرار گيرند و چنانچه از محلى خارج شده و به محل ديگر انتقال بيابد از نظر اينكه لازم ماديت و جسمانيت حلول و تمكن در محل است و چنانچه از محلى خارج شده و به مكان ديگر انتقال بيابد از محل سابق غائب شده از آن بىاطلاع خواهد شد.
امام عليه السّلام در پاسخ فرمود:
(فاما اللَّه العظيم الشأن الملك الديان فلا يخلو منه مكان و لا يشتغل به مكان)
يعنى ساحت كبريائى از نظر اينكه وجود واجب و بساطت وجودى است قدرت و احاطه او نامتناهى است و بر همه اماكن احاطه شهودى دارد و همه اماكن نسبت باو يكسان هستند مانند يك نقطه نسبت فرضى بسطح زمين و مقام كبريائى كه بر عوالم بىشمار كرات بالا احاطه تدبيرى دارد و همچنين موجودات بىنهايت را تدبير مىنمايد و هر يك را بسوى مقصدش ميرساند چگونه از محلى غافل و يا از احاطه قيوميه او خارج خواهد بود.
و از نظر صرافت وجودى هرگز شأنى و امرى ساحت قدس كبريائى را شاغل نخواهد بود باينكه از شأن ديگر غافل شود تا چه رسد باينكه از محلى غافل گردد و يا در صورتى از آن محل انتقال بيابد بلكه همه اماكن نسبت باحاطه و قدرت او مانند نقطه و با خط مرتسم مىماند و هرگز نقطهاى از مكانها اقرب باو از ساير اماكن نخواهد بود و اين از خواص ماديات و اجسام است.
ساحت كبريائى منزه از نقص و امكان است و احاطه او از قبيل ماديات نيست كه قرب و بعد در آن تصور رود بلكه احاطه او احاطه قيوميه و افاضه وجود است كه همه موجودات انقياد وجودى نسبت بساحت كبريائى او دارند و موجودى كه ربط محض بساحت او است هرگز از حيطه شهود و يا از قدرت او خارج نخواهد بود.
و در بعض روايات ديگر تعبير شده بجمله
(و المشاهد لجميع الاماكن بلا انتقال اليها)
از جمله صفات كبريائى شهود و احاطه علمى و قدرتى بر همه اماكن بىنهايت است بدون اينكه بآن اماكن انتقال بيابد و حضور يابد و از جمله صفات فعل كبريائى