درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٩٢ - قوله عليه السلام هو في كل مكان أ ليس اذا كان في السماء كيف تكون في الارض و اذا كان في الارض كيف يكون في السماء
قوله عليه السلام هو في كل مكان أ ليس اذا كان في السماء كيف تكون في الارض و اذا كان في الارض كيف يكون في السماء:
ابن ابى العوجاء از نظر اعتراض ميگويد.
آيا آفريدگار در همه مكانها است و يا به بعض اماكن اختصاص دارد و چنانچه او در كرات آسمان باشد از زمين و تدبير آن غائب خواهد بود و چنانچه در زمين باشد از كرات آسمان و از تدبير و احاطه بآنها غائب خواهد بود.
امام عليه السّلام پاسخ فرمود اينكه ميگوئى از عوارض و حالات و نواقص مخلوق و بشرى است كه در مكانى كه زيست نموده و در آن متحيز است بمكان ديگر انتقال بيابد مكان اول را رها نموده و از آن غائب خواهد شد و از چگونگى آن مكان بىاطلاع خواهد بود و اين از نقص مخلوق و از عوارض جسم و بشر است.
بلكه ساحت كبريائى از نظر اينكه وجود او بحت و حقيقت وجود است در او شائبه نقص و ماديت و امكان نخواهد بود.
و اين اعتراض در اثر آنست كه از حضور و معيت جز حضور جسم در مكان و يا حضور جسم نزد جسم ديگر و با معيت با محل و يا حلول موضوع بر ماده و يا حلول حال بمحل چه عرض باشد و يا صورت چيز ديگر نيست و اين اعتراض صحيح نيست زيرا وجود واجب خالق موجودات است با اينكه هر لحظه فيض وجود موجودات را فرا ميگيرد چگونه از آنها غائب خواهد بود بلكه احاطه علمى و قيوميت دارد و هر لحظه قوام موجودات بساحت آفريدگار خواهد بود و هر موجودى به لحاظ خود آن محكوم به امكان است ولى با خالق و موجد آن بطور وجوب و ضرورت خواهد بود از اين رو ساحت كبريائى احاطه علمى و شهودى بر موجودات و بر هر يك از افراد بشر دارد همچنين احاطه دارد به سرائر قلبى آنان و بخاطرات و منويات آنان و چيزى از علم و احاطه شهودى او پنهان نخواهد بود و هر يك از موجودات هر كجا باشند بر آنها احاطه علمى و قدرتى دارد و بر آنها احاطه قيوميه دارد.