درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٧٩ - قوله(ع) ثم اجراه على خلقه فهو واحد صمد
در او نباشد و بسيط حقيقى و محض وجود و وحدت باشد جز ساحت كبريائى نخواهد بود.
زيرا وحدت يا به لحاظ عدد است كه فردى در مقابل ديگر لحاظ شود و بآن واحد صدق نمايد و وحدت به لحاظ عدد است و نيز به لحاظ وحدت ابهامى مانند وحدت نوع و جنس و فصل همه اين اقسام وحدتها اعتبارى و توأم با تعدد و كثرت حقيقى است.
و وحدت ساحت كبريائى بر حسب آيه كريمه لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ وحدت حقيقى مجهول الكنه است كه قاهر بر همه موجودات امكانى و بر همه وحدات بىنهايت خواهد بود بالاخره ساحت كبريائى متفرد در وحدانيت و نيز متفرد و يكتا در صفت احديت مىباشد و در اظهار واحديت و وحدانيت يكتا و اختصاص بساحت قدس او دارد و هر موجودى بطور حتم تعدد و كثرت در آن خواهد بود وحدت و وجود مرادف يك ديگرند وحدت هر موجودى عين وجود بالذات آنست و نسبت بماهيت آن بطور اعتبار است از نظر اينكه آميخته با كثرت خواهد بود مثلا وحدت انسان بوجود و تشخص او است و نسبت به انسانيت او باعتبار واحد گويند از نظر كثرت اعضاء آن و اينكه داراى صورت و ماده است.
همچنانكه وجود محض كه قاهر بر همه موجودات امكانى و در آن شائبه كثرت نخواهد بود اختصاص بساحت كبريائى دارد و وحدت هر يك از موجودات امكانى فقط به لحاظ وجود آن اطلاق مىشود از نظر اينكه مشوب بماهيت و كثرت بجهاتى خواهد بود.
قوله (ع): ثم اجراه على خلقه فهو واحد صمد.
بيان و تفسير جمله متصله واحد توحد بالتوحيد است از نظر اينكه وحدت حقيقى و بسيط و نور محض و محض نور است لا محاله بر موجودات امكانى قاهر است و از پرتو اشعه او هر موجودى پديد مىآيد وجودى است كه قائم بذات و قيوم همه موجودات