درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٧٣ - قوله(ع) انما قلنا اللطيف للخلق اللطيف و لعلمه بالشىء اللطيف او لا ترى وفقك الله و ثبتك الى اثر صنعه في النبات اللطيف و غير اللطيف و من الخلق اللطيف
هيچ گونه وابسته بشرط نخواهد بود اراده و مشيت كبريائى عبارت از موجود و مراد خارجى است و عقل آن را از تحقق موجود خارجى مىفهمد و تحليل مىنمايد بآفرينش و ديگر موجود خارجى كه وابسته بحركت و تدريج نبوده و لا ينفك از آنست.
و جمله كُنْ فَيَكُونُ مبنى بر امر تكوينى خارجى و ايجاد است و از نظر تقريب بذهن مانند سخن بوده باش كه نه سخن وجود دارد و نه مخاطب كه باو خطاب شود و از نظر تسلسل آن سخن نيز وابسته به سخن ديگر نمىباشد و مخاطب نيز وجود ندارد و گفته شد كه حقيقت ايجاد افاضه وجود و هستى است كه از مقام كبريائى منبعث مىشود و جز مقام كبريائى و آن موجود ثالثى در ميان نيست.
بلكه ذات كبريائى و صدور خواسته در خارج است بدون اينكه صفت اراده باشد و چنانچه اراده در تحقق مراد و موجود خارجى دخالت داشته باشد لازم آن محال است.
زيرا موجود وابسته بصفت اراده قاهره بوده و ذات كبريائى جزء سبب خواهد بود و لازم آن آنست كه ساحت قدس محل عوارض و حدوث صفت اراده قرار خواهند گرفت و اين امر محال است.
و نقص ديگر اينكه ساحت كبريائى براى ايجاد محتاج به صفت اراده خواهد بود كه فاعليت كبريائى بنصاب برسد و خواسته خود را بوجود آورد و اين امر محال است.
بلكه اراده صفت فعل است و از موجود خارجى عقل انتزاع مىنمايد و ميفهمد مانند اراده و تدبير و صلاح و حكمت و اتقان كه همه اينها بر فعل خارجى مترتب مىشود و چيزى و اثرى از مقام كبريائى تفضل و تحقق نيافته كه ايجاد باشد و بخواسته ضميمه شود آنگاه خواسته موجود گردد بلكه ذات كبريائى است و موجود خارجى و بلحاظ صدور از ساحت كبريائى ايجاد گفته مىشود.
زيرا فعل صادر قائم بساحت قدس است. و عبارت از رابطه هر موجود