درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٦٧ - قوله عليه السلام الواحد الاحد الصمد
و حيات و سميع و بصير و جواد و لطيف و رحيم و ساير صفات ساحت كبريائى نهايت مغايرت با همان صفات كه به بشر گفته مىشود خواهد داشت.
زيرا هر صفت كه به بشر اطلاق شود عاريتى و زايد بر ذات و بطور تجدد امثال است و نمونهاى از فضل و لطف ساحت كبريائى است كه به بشر موهبت فرموده است ساحت كبريائى حقيقت محض و صرف وجودى است كه يكتا و بىهمتا و فرض وجود ديگرى اين چنين محال است و ما سواى او از موجودات پرتو و تعلق محض باويند.
قوله عليه السلام: الواحد الاحد الصمد.
بيان صفات ذاتى مقام كبريائى است كه بطور اطلاق واحد حقيقى بمعناى ذات كبريائى است به لحاظ كثرت صفات واجب است ولى احد فقط اطلاق مىشود بر موجودى كه كثرت ذهنى و وهمى و خارجى نداشته باشد زيرا هر چه براى آن ثانى و دومى فرض شود همان است بر آن زياده نمىشود.
و در جمله الاحد از نظر اينكه صفت احد وحدت حقيقى است هرگز در جمله اثبات نسبت به غير ساحت كبريائى اطلاق نمىشود بدين جهت نيز بدون الف و لام حصر و يا عهد ذكر مىشود.
خلاصه صفت احد احديت عين ذات كبريائى است همچنانكه صفت يكتائى و بىهمتائى قابل كثرت و تعدد نخواهد بود.
قوله عليه السّلام: الصمد
بمعناى قصد است كه موجودات باو توجه نموده و باو اظهار حاجت مىنمايند و حاجت همه را بر مىآورد و از آن است سيد مصمود يعنى آفريدگار غنى بالذات و غنى از ما سواء و حاجت محتاجان را بر مىآورد و صمد بمعناى موجود دائم است كه مصون از نقص و امكان است مقابل اجوف يعنى ميان تهى كه لازم موجود و مخلوق و عاريتى و مركب از وجود و ماهيت است.