درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٥٣ - قوله(ع) قال نعم قلت يراها و يسمعها قال ما كان محتاجا الى ذلك
است و نبايد قياس به بشر نمود كه همه شئون وجودى او اكتسابى و عاريتى و از خارج و زائد بر ذات او است و از صفر شروع نموده بلكه ساحت كبريائى حاضر و به كنه خود از نظر اينكه حقيقت و بحت وجود و هستى است احاطه علمى و شهودى دارد و همچنين بما سواء از عوالم امكانى احاطه ذاتى دارد و چيزى از او خارج و پنهان نبوده و نخواهد بود و مانند بشر نيست كه هر لحظه با بكار بردن نيروى حواس ظاهرى و باطنى مانند تصور و تصديق و تصميم و يا رجوع بذخائر و خاطرات خود امر مبهم بر او آشكار گردد و اين از نقص بشر است زيرا هر چه دارد عارضى و عاريتى و اكتسابى و در اثر حركت خواهد بدست آورد و هر چه دارد زائد بر ذات ناقص خود ميباشد بر اين اساس هر لحظه بايد از طريق نيروهاى ظاهرى و درونى خاطرات خود را تأمين نمايد و بسؤالات و مبهمات درونى خود پاسخ دهد.
ولى ساحت كبريائى از نظر اينكه عارف بذات كبريائى خود بوده و تام و نور محض ازلى است و هرگز فاقد چيزى نبوده و در احاطه و شهود او تيرهگى و نقصى راه ندارد محتاج به نيروى تصور و با ساير قوا نخواهد بود و امرى زائد بر كبريائى خود نخواهد داشت.
بالاخره ذات كبريائى او ازلى است و بحت وجود و احاطه است و عالم خلق حادث و زمانى و تدريجى است و مجموع عوالم امكانى مانند نقطهاى كه منطوى در عالم ازل است.
قوله (ع): قال نعم قلت يراها و يسمعها قال ما كان محتاجا الى ذلك.
راوى سؤال نمود آيا ساحت كبريائى از آغاز و قبل از خلق جهان خود را مىشناخته و از سؤالات خود كه بدرون خود رجوع نموده پاسخ مثبت مىشنيد و هر لحظه واردات بر كبريائى او و بر خاطرات او پاسخ بآنها ميگفت.
امام عليه السّلام فرمود همه اين عوارض از لوازم نقص وجودى بشر و احتياج او است زيرا هر چه بشر دارد عارضى و عاريت و زائد بر ذات و از طريق كسب بايد