درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٠٢ - قوله(ع) و انت اولى بسيئاتك منى
و جوارحى و اختيار داده و خود او اقدام به گناه نمايد بدون اينكه گناه او را آفريدگار بطور غرض اصلى خواسته باشد.
در نتيجه اعمال صالح و خير را آفريدگار از افراد مطيع خواسته و غرض اصلى نيز آزمايش افراد مطيع بوده است. ولى در باره كفار و گناهكاران و متمرّدان بر حسب نظام آزمايش نيروهاى روانى و جوارحى را آفريدگار بهر يك از آنان موهبت فرموده است و عصيان آنان را نيز بر حسب علم احاطه شهودى تقدير فرموده بدون اينكه گناهان آنان مورد رضايت و خشنودى آفريدگار باشد بلكه مورد منع اكيد و تهديد قرار داده است در اين صورت اعمال گناه و شر را از متمرّدان و عاصيان بطور تبعى خواسته يعنى فقط از نظر آزمايش آنان، و گر نه قطع نظر از آزمايش گناه و شر را ساحت كبريائى در نظام وجود نخواسته است.
و جمله روايت
(و انت اولى بسيئاتك منى)
بيان همين حقيقت است كه سيئات و گناهان و معاصى امور عدمى و شر و عبارت از ترك وظيفه است و ساحت كبريائى از شرور و امور عدمى منزه است زيرا آنچه از ساحت قدس صادر مىشود امر وجودى كه خير و صلاح است و امر عدمى كه شر و پليد و عصيان است ارتباطى بساحت ربوبى نخواهد داشت.
ولى از نظر اينكه بشر عاصى نيز مانند مطيع چه به لحاظ وجود او و چه به لحاظ حركات روانى و جوارحى او عين ربط بساحت ربوبى است لا محاله عاصى نيز از هر لحاظ ربط محض بآفريدگار خواهد بود ولى عصيان او اگر چه مورد قضاء و تقدير كبريائى قرار گرفته است ولى ساحت كبريائى از آن منع اكيد نموده و عدم رضايت خود را از عصيان شخص عاصى اعلام فرموده شاهد آنست كه عصيان شخص عاصى را از نظر آزمايش او خواسته كه بر حسب نظام اختيار براى عاصى اطاعت و عصيان يكسان در اختيار او باشد و بالاخره بطور تبعى عصيان را از عاصى خواسته و تقدير فرموده يعنى بلحاظ اينكه مورد آزمايش دقيق قرار گيرد و شاهد