امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٩٨ - دلائل ناصبى بودن معاويه
على را نزد پسر زن جگرخار سب مىكنى! بدان چون به نزد او وارد حوض شوى كه گمان نمىكنم وارد آن بشوى[١]، على را خواهى ديد كه با اقتدار ايستاده و كفار و منافقين را از سر حوض رسول خدا صلى الله عليه و آله دور مىراند، چنانكه شتر غريبه را از صاحبش دور مىراند و اين سخن پيامبر صلى الله عليه و آله است.
سند اين خبر صحيح است و در كتب زير نيز با سند صحيح ديگر اين خبر روايت شده و در آن گفته شده است كه او با معاويه به حج آمده بود و از دشنام دهنده ترين مردم نسبت اميرالمؤمنين عليه السلام بود و در آن «نزد ابن آكلة الاكباد» ذكر نشده است.[٢] در الفاظ خبر اختلاف است، ولى معنا چندان فرق ندارد.
[١] . توجه داشته باشيم كه اولا: معاويه ابن حديج صحابى است. ثانيا: امام حسن عليه السلام او را اهل جهنم مىدانند كه واقعيت نيز همين است. كجا ممكن است دشنامدهنده خداوند متعال وپيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اهل جهنم نباشد. ثالثا: ذهبى پس از نقل خبر فوق مىگويد: بين دو طائفه از اهل صفين( و جمل) بزرگتر از سب اتفاق افتاد و آن سيف است، پس اگر چيزى صحيح باشد راه ما خود دارى واستغفار براى صحابه است. ما آنچه را كه بين آنها اتفاق افتاد دوست نداريم و از آن به خدا پناه مىبريم واميرالمؤمنين على را دوست داريم.( ادعاى دوست داشتن اميرالمؤمنين عليه السلام از جانب ذهبى عجيب است؛ زيرا كجا ممكن است مسلمان محبت واقعى اميرالمؤمنين عليه السلام را داشته باشد ودر عين حال با آگاهى، دشمن آن حضرت را كه قطعا دشمن خداوند متعال است، نيز دوست داشته است! همچنين بنابر اين سخن ذهبى بايد ذهبى و دوستانش با فواصل زياد بهتر از صحابه باشند؛ زيرا او اتفاق رخ داده بين صحابه را دوست ندارد و از آن به خدا پناه مىبرد. با اين حال چگونه ادعا دارد اميرالمؤمنين را دوست دارد حال آنكه مىگويد: عمل آن حضرت را دوست ندارد و از آن به خدا پناه مىبرد.
[٢] . السنه ابن ابىعاصم، ص ٣٤٦، ح ٧٧٦؛ مسند ابويعلى، ج ١٢، ص ١٤٠؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ١٣٨، ح ٤٦٦٩؛ سير اعلام النبلاء، ج ٣، ص ٣٩، رقم ١٠؛ مجمع الزوائد، ج ٩، ص ١٣٠. حاكم سند اين خبر را صحيح دانسته، ولى ذهبى در يك برخورد متناقض در تلخيص مستدرك آن را منكر واه خوانده، ولى در سير اعلام النبلاء بعد از آنكه اين خبر را با دو سند نقل كرده در تأييد اين خبر گفته است: همانا اين( معاويه بن حديج) عثمانى( ناصبى) بود ....