امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٧٠٣ - ٢٠ عمر بن خطاب و نفى نفع و ضرر داشتن حجر الاسود
ساخت (و فرمود:) آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى» خداوند آدم و ذريه او را آفريد و اقرار گرفت كه او پروردگار است و آنها بندههاى او هستند و از آنها عهد و پيمان گرفت و آن را در برگى نوشت و اين حجر دو چشم و زبان داشت، پس به او فرمود: دهانت را باز بكن و او نيز باز نمود و آن نوشته را بلعيد و فرو برد. خداوند متعال به او فرمود: قيامت براى كسى كه بر عهد خود وفا نمود شهادت بده. اميرالمؤمنين عليه السلام در ادامه فرمود: شهادت مىدهم كه از پيامبر صلى الله عليه و آله شنيدم كه قيامت حجر الاسود را مىآورند در حالى كه زبان گويا دارد و به نفع كسانى كه او را از روى توحيد لمس كردهاند شهادت مىدهد و آن اى اميرالمؤمنين، هم نفع مىرساند و هم ضرر. عمر بن خطاب گفت: به خدا پناه مىبرم از اينكه در بين قومى زندگى كنم كه تو در بين آنها نباشى، اى ابا الحسن.
صنعانى و زيلعى بعد از نقل خبر بخارى و سخن عمر بن خطاب مىگويند: ازرقى اين حديث عمر را با زياده نقل كرده كه على به عمر گفت: ... سپس خبر فوق را نقل كردهاند كه اميرالمؤمنين خلاف واقع و نص بودن برداشت خليفه دوم را بيان فرمودند.[١]
شوكانى نيز كه از دلبستگان به ابن تيميه و ابن عبدالوهاب بوده، با اشاره به سخن عمر بن خطاب كه بخارى آن را روايت كرده حديث فوق را در بيان خطا بودن سخن عمر بن خطاب نقل كرده و سپس مىگويد: در سند اين خبر (خبر حاكم) ابوهارون جدا ضعيف است، ولى حديث ابن عباس (كه در زير خواهد آمد) آن را تقويت مىكند.[٢]
دقت داشته باشيم كه تذكر اميرالمؤمنين عليه السلام بر عمر بن خطاب را امام صادق عليه السلام نيز عينا مانند نقل ابوسعيد خدرى نقل كرده و از آن خبر دادهاند[٣] كه خطا بودن فهم خليفه دوم
[١] . سبل السلام صنعانى، ج ٢، ص ٢٠٥؛ نصب الراية زيلعى، ج ٣، ص ١١٧.
[٢] . نيل الاوطار شوكانى، ج ٥، ص ١١٣.
[٣] . علل الشرائع شيخ صدوق، ج ٢، ص ٤٢٦، ح ٨.