امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٤٢٨ - انكار امالمؤمنين عائشه بر ابوهريره
نسبت داده تا حديثش به اين تعداد رسيده است.
همچنين خبر زير نيز اين مطلب را تأييد مىكند:
قيل لعلي ما لك أكثر أصحاب رسول الله صلى الله عليه و آله حديثا؟ فقال: إني كنت اذا سألته انبأني واذا سكت ابتدأني؛[١] به اميرالمؤمنين گفته شد: چگونه تو از همه صحابه بيشتر حديث مىدانى؟ حضرت فرمودند: چون هميشه هر وقت من از رسول خدا صلى الله عليه و آله سؤال مىكردم مرا آگاه مىساختند و هر وقت سكوت مىكردم خود آن حضرت شروع مىكردند به آموختن و آگاه ساختن من.
سند اين حديث كاملا صحيح است و بخش دوم حديث با سندهاى مختلف در كتابهاى ديگر نيز وارد شده است.[٢] بايد توجه داشته باشيم كه با اين وجود، اهل سنت از اميرالمؤمنين تنها حدود ٥٠٠ حديث روايت كردهاند كه بخشى از آنها ضعيف است. اين در حالى است كه اميرالمؤمنين عليه السلام بنابر حديث متواتر مكتب اهل سنت اعلم اين امت هستند چنان كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمودهاند: «على داناترين اين امت است.
شعيب ارنؤوط در حاشيهى سير ذهبى در مورد سخن ابوهريره مىگويد: اين در حالى است كه احاديث مروى از عبد الله بن عمرو چندين برابر كمتر از احاديث مروى موجود از ابوهريره است. سپس توجيه علما را ذكر كرده و از جمله گفته است: رابعها: أن عبدالله كان قد ظفر فى الشام بحمل جمل من كتب أهل الكتاب، فكان ينظر فيها ويحدث منها، فتجنب الاخذ عنه لذلك كثير من أئمة التابعين؛[٣] اگر اين توجيه درست باشد حال ابوهريره نيز چنين است و با اعتراف علماى اهل سنت ابوهريره نيز بسيار با كعب الاحبار مىنشسته و سخنان او را بدون تميز به رسول خدا صلى الله عليه و آله نسبت مىداده است و همچنين خلق بسيارى از عبد الله نيز حديث روايت كردهاند.
[١] . طبقات الكبرى، ج ٢، ص ٣٣٨؛ انساب الاشراف، ج ٢، ص ٣٥١.
[٢] . مصنف ابن ابىشيبه، ج ٧، ص ٤٩٥؛ سنن ترمذى، ج ٥، ص ٦٤٠، ح ٣٧٢٩؛ سنن الكبرى نسائى، ج ٥، ص ١٤٢، ح ٨٥٠٥؛ المستدرك على الصحيحين، ج ٣، ص ١٣٥، ح ٤٦٣٠ و .... ترمذى، حاكم، ذهبى و شعيب ارنؤوط در حاشيه« سير ذهبى، ج ١، ص ٤٥١ وج ٢، ص ٣٨٨» سند اين حديث را صحيح دانستهاند.
[٣] . حاشيهى سير اعلام النبلاء، ج ٢، ص ٥٩٩.