امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٥٨٩ - قرباى پيامبر صلى الله عليه و آله خود آن حضرت و يا تمام مشركين قريش هستند
بوده و دور از انصاف است و ارزش منطقى نخواهد داشت.
اما على بن جعفر: اولا: ابن حجر مضافا بر اينكه او را مقبول دانسته قبلش مىگويد: از بزرگان طبقه دهم است. ثانيا: در سه چاپ سنن ترمذى و حتى در آن چاپى كه همراه حاشيه البانى است ترمذى سند حديث على بن جعفر را حسن غريب گفته نه غريب تنها، ولى البانى از ذهبى نقل كرده كه گفته است: ترمذى حديث او را نه صحيح دانسته و نه حسن. البانى با سكوت اين حرف دروغ را تأييد كرده تا بتواند در تضعيف اين حديث از اين طريق خواننده كتابش را فريب دهد، زيرا خود البانى در جاى ديگر به تحسين ترمذى اعتراف و اشاره كرده است. ثالثا: على بن جعفر چنانكه ابن حجر نيز در «تقريب» اعتراف و تصريح كرده شخصيت برجستهى است كه نياز به معرفى كسى نخواهد داشت.
البته بايد دقت داشته باشيم كه البانى متناقض به ابن حجر هيتمى به خاطر حسن دانستن حديث امام حسن عليه السلام حمله كرده و با اين وجود به حديث اميرالمؤمنين عليه السلام كه ابن حجر از ابوشيخ نقل كرده هيچ اشاره نكرده است!
٨. عمرو بن عاص نيز در نامه خود به معاويه اين آيه را ضمن آيات فضائل اميرالمؤمنين عليه السلام براى او نوشته است.[١]
٩. جابر بن عبدالله مىگويد: اعرابى به حضور پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمد و گفت: براى من اسلام را عرضه بدار. حضرت بر او شهادتين را عرضه كردند. او گفت: اجرى هم از من مىخواهى؟ فرمودند: نه، جز مودت فى القربى. گفت: قرباى من و يا قرباى تو؟ فرمودند: قرباى من. گفت: دستت را بده با تو بيعت كنم، لعنت خدا بر كسى كه تو و اقربايت را دوست نداشته باشد. حضرت نيز آمين گفتند.[٢] راويان سند ابونعيم ثقه هستند جز يحيى
[١] . مناقب خوارزمى، ص ٢٠٠، ح ٢٤٠.
[٢] . حلية الاولياء ابونعيم، ج ٣، ص ٢٠١.