امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٨٢ - بستن درها و خليل بودن ابوبكر
آن بنده آخرت را اختيار كرد. ابوبكر با شنيدن اين سخن گريه كرد و من با خودم گفتم: چرا اين شيخ گريه مىكند! خداوند بندهاى را بين دنيا وآخرت مخير كرده است و آن بنده آخرت را اختيار كرده (پس اين چه جاى گريه دارد). (متوجه شدم كه) آن بنده پيامبر صلى الله عليه و آله است وابوبكر داناترين ما صحابه بود كه متوجه اين مطلب شد. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: اى ابوبكر، گريه مكن، همانا كسى كه بيش از همه بر من در نفس ومالش منت دارد، ابوبكر است. اگر من كسى را خليل مىگرفتم، حتماً آن ابوبكر بود، ولى برادرى اسلام (كافى است). در مسجد هيچ دربى باقى نماند وهمه را ببنديد به جز درب منزل ابوبكر.
سند و متن اين حديث ضعيف و مضطرب است و متن آن واضح البطلان.
دارقطنى در مورد اين حديث گفته است: اين سياق غير محفوظ است و اختلف فيه على فليح؛[١] يعنى راوى آن تنها فليح است.
راوى اين حديث فليح است كه او ضعيف است، ولى در بعضى اسانيد به جاى فليح مالك بن انس ذكر شده است و سند آن نيز ضعيف است؛ زيرا اولا: راوى اصلى فليح است. ثانياً: در سندى كه مالك است، راوى از ابوسعيد خدرى عبيد بن حنين است، حال آنكه در سندهاى ديگر، عبيد حديث را از بسر بن سعيد روايت كرده است، ولى در سند مالك، عبيد راوى از ابوسعيد خدرى شده است. حال آنكه هيچ كسى او را جزء راويان از ابوسعيد خدرى نخوانده و او تنها همين يك حديث را آن هم «معنعن» از ابوسعيد خدرى روايت كرده و ابن حجر در شرح حالش ابوسعيد بن معلى را اسم برده كه عبيد از او حديث روايت كرده است و با اين حال بيان نكرده كه او از ابوسعيد خدرى نيز حديث شنيده باشد. پس اين سند مرسل و منقطع است. در بعضى سندها، حديث را از عبيد و بسر با هم از ابوسعيد خدرى روايت كردهاند كه راوى آن نيز فليح است.
[١] . مقدمه فتح البارى، ص ٣٤٩.