امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٣٨٣ - بستن درها و خليل بودن ابوبكر
اما اضطراب در متن: ١. حضرت صلى الله عليه و آله فرمودهاند: اى ابوبكر گريه مكن. اين لفظ تنها در همين روايت بخارى آمده و در جاى ديگر وجود ندارد.
٢. راوى در دلش گفت: به اين شيخ چه شده است، رسول خدا صلى الله عليه و آله از شخصى خبر مىدهد .... اين سخن در متنهاى ديگر وجود ندارد.
٣. مردم گفتند: به اين مرد نگاه كنيد، رسول خدا صلى الله عليه و آله از شخصى خبر مىدهد ... در لفظهاى ديگر هيچ كدام از اين دو لفظ متناقض وجود ندارد.
٤. خداوند بندهى را مخير كرد اينكه از زيبايهاى دنيا هرچه خواست به او بدهد .... حال آنكه در عبارت ديگر اين سخن وجود ندارد.
٥. ابوبكر گفت: پدر ومادرمان به فدايت ... و اين لفظ در متنهاى ديگر وجود ندارد.
٦. اگر از امتم كسى را خليل مىگرفتم .... اگر كسى را غير از پروردگارم خليل مىگرفتم .... در لفظ ديگر هيچ كدام از اين دو عبارت نيست.
٧. حال آنكه در روايت گذشته كه بخارى از ابودردا در برخورد ابوبكر وعمر نقل كرد در نقل طبرانى به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نسبت داده بودند كه فرمودهاند: اگر خداوند ابوبكر را صاحبم نخوانده بود، من او را خليل قرار مىدادم.
٨. در بعضى سندها گفته شده است: هيچ باب بر مسجد نماند، مگر اينكه بسته شود، حال آنكه در بعضى ديگر: هيچ خوخه نماند ... وارد شده است.
٩. لكن اخوت و مودت اسلامى. در سند ديگر: لكن خلت اسلامى.
اين اختلاف و اضطراب متن احاديثى است كه تنها بخارى در صحيحش روايت كرده است.
همچنين ترمذى اين حديث را با سند ذيل نيز روايت كرده است:
حدثنا محمد بن عبد الملك بن أبى الشوارب أخبرنا أبوعوانة عن عبد الملك