امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٣٤ - زهرى و حاكمان ظالم
عن مكحول وذكر الزهري فقال: أى رجل هو لو لا أنه أفسد نفسه بصحبة الملوك؛[١] على بن حوشب مىگويد: نزد مكحول زهرى را ياد كردند. او گفت: چه مردى است او اگر خود را با صحبت وهمنشينى ملوك فاسد نكرده بود.
احمد بن حنبل در مقام تضعيف عكرمه مىگويد: و أتى خراسان يطوف على الامراء يأخذ منهم؛ عكرمه به خراسان آمد، به امرا وارد مىشد و از آنها هدايا مىگرفت. ذهبى پس از نقل اين سخن احمد مىگويد: قبول كردن عكرمه جوائز امرا را مانع از قبول حديثش نمىشود؛ زيرا ابن شهاب زهرى در قبول جوائز امرا مشهورتر از عكرمه بود و كسى هم روايت از او را به اين جهت ترك نكرده است.[٢]
عمر بن رديح مىگويد: كنت مع ابن شهاب الزهرى نمشى فرآنى عمرو بن عبيد فلقينى بعد فقال: ما لك ولمنديل الأمراء يعنى ابن شهاب؛[٣] همراه ابن شهاب راه مىرفتم و مرا در آن حال عمرو بن عبيد ديد و گفت: تو را با منديل و دستمال اميران چه كار. (يعنى عمرو بن عبيد زهرى را دستمال كاغذى بنى اميه مىدانست كه حاكمان ظالم ظلم خود را با وجود امثال زهرى مورد توجيه قرار مىدادند.)
شعبة مىگويد: ... فلما قدمنا مكة مررت به وهو قاعد مع الزهرى فقلت: أبا معاوية من هذا؟ قال: شرطى لبنى أمية فلما قفلنا جعل يقول: حدثنا الزهري. فقلت: و اين رأيته؟ قال: الذى رأيته معى قلت: أرنى الكتاب. فأخرجه فخرقته ...؛[٤] چون به مكه رفتيم به هشيم عبور كردم، در حالى كه او همراه زهرى نشسته بود وگفتم: اى ابومعاويه، اين چه كسى است؟ گفت: او شرطه وبرگزيده (براى خدمت) بنى اميه است. پس وقتى برگشتيم شروع كرد به گفتن: حديث
[١] . سير اعلام النبلاء، ج ٥، ص ٣٢٩.
[٢] . همن، ج ٥، ص ٣٣٧.
[٣] . تاريخ بن عساكر، ج ٥٥، ص ٣٧٠.
[٤] . سير اعلام النبلاء ذهبى، ج ٧، ص ٢٢٦، رقم ٨٠.