امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ٢٣٥ - زهرى و حاكمان ظالم
كرد مرا زهرى. گفتم: او را كجا ديدى؟ گفت: همانى كه همراه من ديدى. گفتم: نوشتهات را به من نشان بده. پس آن را درآورد وپارهاش كردم. شعبه در مكتب اهل سنت اميرالمؤمنين در حديث معرفى شده و او از زهرى حديث روايت نكرده است، چنانكه داستان فوق نيز همين را تصديق مىكند و ابن حجر در «تهذيب» نيز زهرى را از شيوخ شعبه ذكر نكرده است.
خارجه بن مصعب مىگويد: به نزد زهرى رفتم وديدم كه او شرطى ونگهبان برخى از بنى مروان است و ديدم كه او سوار شد و در دستش سرنيزه است و در جلويش مردم هستند كه بر دستانشان كافر كوبات، پس گفتم: خداوند قبيح قرار داده اين عمل را براى عالم، لذا از او حديث نشنيدم وبرگشتم و سپس از يونس از زهرى حديثش را شنيدم.[١]
قال محمد بن إشكاب، كان الزهرى جنديا؛[٢] زهرى سرباز و نوكر حاكمان بنى اميه بود.
سلمه بن دينار در نامهاى به زهرى در مورد نوكرى او به حاكمان بنى اميه او را چنين مورد خطاب قرار داده است: تو مال و منالى را گرفتى كه از آنِ دهنده نيست، و به كسى نزديك شدى كه براى كسى حق را نمىخواهد و وقتى تو را به خود نزديك نمود، باطل را ترك نمىكند. دعوت كسى را پذيرفتى كه با دعوتش مىخواهد تو را فريب دهد. (حاكمان ظالم بنى اميه) ... تو را پلى قرار دادند كه به وسيله آن به خواستههايشان مىرسند. تو را قطب و محورى قرار دادند كه بر اطراف باطلشان مىچرخند و تو را به سوى گمراهى و خرابكارى خود دعوتگر و پيمايندهاى راه خود قرار دادهاند. به وسيله تو بر علما شك وارد مىكنند و قلوب جهال را به خود جذب مىكنند ... چقدر ناچيز است آنچه براى تو آباد كردند در مقابل چيزى كه خراب كردند (يعنى دنياى بى ارزش تو را آباد و آخرت ابدى تو را خراب كردند) و چقدر كم است آنچه به تو دادند
[١] . الثقات ابن حبان، ج ٨، ص ٥؛ تاريخ ابن عساكر، ج ١٥، ص ٤٠٠ وديگران.
[٢] . سير اعلام النبلاء، ج ٥، ص ٣٤١؛ تذكرة الحفاظ ذهبى، ج ١، ص ١٠٩.