امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٩٧ - پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و نماز بر رهبر منافقين
إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَمَاتُوا وَهُمْ فَاسِقُونَ)؛[١] زمانى كه عبدالله بن ابى از دنيا رفت عبدالله فرزند رهبر منافقين به نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و حضرت پيراهن خود را به او داده فرمودند كه بر آن كفن كند سپس حضرت ايستادند كه بر وى نماز بخوانند عمر بن خطاب از دامن آن حضرت گرفت و گفت: بر وى نماز مىخوانى حال آنكه او منافق است و خداوند تو را از استغفار بر آنها نهى كرده است. حضرت صلى الله عليه و آله فرمودهاند: خداوند مرا مخير كرد و فرمود: «چه براى آنها استغفار كنى و چه نكنى و اگر هفتاد بار هم استغفار براى آنها بكنى باز هرگز خداوند آنها را نخواهد بخشيد» به زورى من بيش از هفتاد بار براى وى استغفار خواهم كرد. حضرت بر وى نماز خواند و ما نيز همراه او نماز خوانديم و سپس آيهاى منع از نماز براى منافقين نازل شده.
الفاظ اين خبر تناقضات متعدد دارد و تناقض خود دليل بر بىاساسى خبر است مانند: ١. عبدالله بن ابى منافق خودش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را دعوت كرد و گفت كه در حق او طلب استغفار كنند. ٢. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله وقتى ابن ابى مريض شد براى عيادت او آمدند و او از حضرت خواست بر او منت گذاشته او را در پيراهنشان كفن كنند و بر او نماز بخوانند. ٣. عمر گفت: خدا تو را از نماز خواندن بر آنها نهى كرده. ٤. گفت: تو را از استغفار كردن بر آنها نهى كرده. ٥. عمر گفت: براى او نماز مىخوانى حال آنكه او فلان روز چنين و چنان گفت. ٦. بر او نماز مىخوانى حال آنكه خدا تورا از نماز نهى كرده.
[١] . صحيح البخار، روايت ابن عمر؛ كتاب تفسير القرآن سورة التوبة، ح ٤٦٧٠ و ٤٦٧٢، كتاب الجنائز، باب الكفن في القميص، ح ١٢٦٩، كتاب اللباس، باب لبس القميص، ح ٥٧٩٦؛ روايت ابن عباس؛ كتاب الجنائز، باب مَا يُكْرَهُ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَى الْمُنَافِقِينَ وَالاسْتِغْفَارِ لِلْمُشْرِكِينَ، ح ١٣٦٦ و ٤٦٧١.